ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٠٨ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
رفت و چنين مىگفت:
«من بريرم و پدرم خضير است و در كسى كه خير و نيكى نباشد هيچ چيز و بهرهيى نيست». سى مرد از ايشان را كشت و كشته شد، رضوان خدا بر او باد.
پس از او مالك بن انس كاهلى[١] به ميدان رفت و چنين مىگفت:
«بايد افراد قبيلههاى كاهل و دودان و خندف و قيس عيلان بدانند كه قوم من درهم شكننده هماوردانند. شما هم چون شيران ژيان باشيد. آل على شيعه خداى رحمانند و خاندان حرب شيعه شيطانند.» او هم هيجده تن از ايشان را كشت و سپس كشته شد، رحمت خدا بر او باد.
پس از او زياد بن مهاصر يا مصاهر كندى به ميدان رفت و بر ايشان حمله كرد و چنين مىگفت:
«من زيادم و پدرم مصاهر است. از شير بيشه شجاعترم. پروردگارا! من ياور حسينم و از ابن سعد روى گردانم و رهاكننده.»[٢] نه تن از ايشان را كشت و سپس كشته شد، رضوان خدا بر او باد.
پس از او وهب بن وهب كه مسيحى مسلمان شده به دست حسين ٧ بود و همراه مادرش در التزام ايشان به كربلا آمده بود به ميدان رفت. او سوار بر اسبى شد و چوب خيمه را هم به دست گرفت و جنگ كرد و هفت يا هشت تن از آن قوم را كشت و سپس اسير شد. عمر بن سعد كه نفرين خدا بر او باد آمد و دستور داد سرش را بريدند و سر بريده را به لشكرگاه امام حسين ٧ پرت كردند. در اين هنگام مادرش شمشير او را گرفت و به سوى ميدان رفت. امام حسين به او فرمودند: اى مادر وهب! بنشين كه خداوند جهاد را از زنان برداشته است. همانا كه تو و پسرت در بهشت همراه پدر بزرگم محمد ٦ خواهيد بود.
سپس هلال بن حجاج[٣] به ميدان رفت و اين چنين مىخواند:
[١]. نام اين بزرگوار در زيارت ناحيه مقدسه كه در صفحه ٧١ جلد ٤٥ چاپ جديد بحار الانوار نقل شده است« انس بن كاهل اسدى» است. م.
[٢]. اين نام هم در بحار، ص ٧٢، ج ٤٥، زياد بن مهاصر كندى ثبت است. م.
[٣]. اين نام هم در زيارت مذكور در بحار، ص ٧١، ج ٤٥، به صورت نافع بن هلال بن نافع بجلى است و در پاورقى به نقل از طبرى، ص ٢٥٣، ج ٦، و كامل ابن اثير، ص ٢٩ ج ٤، و البدايه، ص ١٨٤، ج ٨، لقب او را به جملى تصحيح كردهاند. با اينكه فتال اين اسامى را عنيا از امالى صدوق( صفحات ١٥٩ تا ١٦٢ همراه با ترجمه آقاى كمرهيى) گرفته است ولى اين اختلافات اندك ديده مىشود و بايد به كتابهاى ديگر هم مراجعه شود. م.