ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٠٧ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
و خشم خداوند بر اين گروه هم كه مىخواهند پسر پيامبر خويش را بكشند شدت پيدا خواهد كرد.
در اين هنگام حر بن يزيد رياحى گفت: اى پسر رسول خدا! اجازه مىفرمايى كه از طرف شما جنگ و دفاع كنم؟ فرمود: آرى. حر به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند:
«با شمشير چنان بر گردنهاى شما مىزنم و از سوى بهترين كسى كه در سرزمين خيف (عراق) آمده است».
حر هيجده مرد از ايشان را كشت و سپس خود كشته شد. امام حسين در حالى خود را به بالين او رساند كه هنوز از زخمش خون بيرون مىجهيد و فرمود: به به اى حر! تو همان طور كه مادرت نامگذارى كرده است در دنيا و آخرت آزادهاى و اين دو بيت را خواند:
«اين حر قبيله رياح چه نيكو حرى است و به هنگام نيزه زدن و نيزه خوردن هم آزاده است. اين حر هنگامى كه بانگ برداشت يا حسين، چه نيكوست و صبحگاهان جان خود را فدا كرد.» پس از حر، زهير بن قين بجلى به ميدان رفت و خطاب به امام حسين اين بيت را خواند:
«امروز پيامبر را كه پدر بزرگ تو است و حسن و على مرتضى را ملاقات مىكنيم». نوزده تن از ايشان را كشت و اين رجز را مىخواند:
«من زهيرم و من پسر قين هستم و با شمشير شما را از حسين دور مىكنم.» و در افتاد و شهيد شد. پس از او حبيب بن مظاهر اسدى به ميدان رفت و چنين مىگفت:
«من حبيبم و پدرم مظاهر است. بدون ترديد ما از شما پاكتر و پاكيزهتريم و بهترين مردم را كه از او نام برده مىشود، يارى مىدهيم.» حبيب سى و يك مرد از ايشان را كشت و سپس شهيد شد و پس از او عبد الله بن ابى عروه غفارى به ميدان رفت و چنين مىگفت:
«بنى غفار به راستى مىدانند كه من در زمره انتقامجويان با شمشير تيز مشرفى و نيزه تيز دفاع مىكنم.» بيست تن از ايشان را كشت و شهيد شد، رحمت خدا بر او باد.
پس از او برير بن خضير همدانى كه بهترين قارى عصر خويش بود به ميدان