ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٠٣ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
چنين نمىكنيم، بلكه جانهاى خود و خاندان و اموال خود را فداى تو مىكنيم و همراه تو جنگ مىكنيم و اميدواريم به همان جا درآييم كه تو در خواهى آمد و خداوند زندگى پس از ترا زشت دارد.
آنگاه مسلم بن عوسجه برخاست و گفت: به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مىشوم و سپس زنده مىشوم و سپس مرا مىسوزانند و باز زنده مىشوم و اين كار هفتاد مرتبه تكرار مىشود، دست از تو برنمىدارم تا در دفاع از تو جان بازى كنم و چرا اين كار را نكنم كه فقط يك بار كشته شدن است و پس از آن كرامتى جاودانه خواهد بود كه هيچ گاه سپرى نمىشود.
آنگاه زهير بن قين برخاست و گفت: به خدا سوگند دوست مىدارم كشته شوم و زنده شوم و باز كشته شوم و اين كار هزار بار صورت گيرد، تا بتوانم با جان خود از جان تو و جان اين جوانان خاندانت دفاع كنم.
همه ياران امام حسين ٧ هر يك همين گونه سخن گفتند و آن حضرت براى ايشان دعاى خير و پاداش نيكو مسألت فرمود و به خيمه خويش بازگشت.
على بن حسين ٧ همچنين مىفرمايد: شامگاهى كه پدرم فرداى آن شهيد شد، نشسته بودم و عمهام زينب براى پرستارى از من پيش من بود. پدرم به خيمه خويش رفت و فلان آزاد كرده ابو ذر[١] هم حضور پدرم بود و شمشير خود را اصلاح مىكرد و پدرم اين ابيات را مىخواند:
«اف بر تو باد اى روزگار كه چه دوست بدى هستى. چه بسيار در صبحگاهان و شامگاهان ياران و دنياجويان را كشتهاى و روزگار عوض نمىپذيرد. كار به دست خداى جليل است و هر زندهاى سرانجام راه مرا خواهد پيمود.» اين ابيات را پدرم دو يا سه بار تكرار كرد و دانستم و فهميدم كه چه اراده فرموده است. عقده گلويم را فشرد و از تركيدن عقده خود جلوگيرى و سكوت كردم و دانستم كه بلا نازل شده است.[٢]
[١]. نام اين آزاد كرده ابو ذر( رضي الله عنه) در ارشاد مفيد، به صورت جوين ضبط شده است.
در ترجمه طبرى پاينده به صورت( حوى)- كه ظاهرا غلط چاپى است- آمده است. بلعمى از او نام نبرده است. م.
[٢]. در اينجا گفتگوى زينب( س) و امام حسين٧ را حذف كرده است و براى اطلاع، به ارشاد، ص ٢١٥، و ترجمه نهاية الارب، ص ١٧٤، ج ٧ مراجعه شود. م.