ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٩٣ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
ايشان به سوى عراق روان شدند.
و چون به ابن زياد خبر حركت امام حسين ٧ به عراق رسيد حصين بن نمير فرمانده پليس خود را فرستاد كه در قادسيه[١] فرود آيد و سواران و گشتىهاى خود را ميان قادسيه و قطقطانه[٢] مستقر كند. هنگامى كه امام حسين به منطقه حاجز از بطن الرمه[٣] رسيد، قيس بن مسهر صيداوى و به روايت ديگرى عبد الله بن يقطر برادر رضاعى خود را همراه با نامهيى براى مردم كوفه گسيل فرمود. حصين بن نمير در قادسيه او را گرفت و پيش ابن زياد فرستاد. ابن زياد به او گفت: به منبر برو و به حسين بن على دروغگو دشنام بده. قيس به منبر رفت و ضمن ستايش و نيايش خداوند متعال گفت: اى مردم! اين حسين بن على كه بهترين آفريده خداست، پسر فاطمه دختر رسول خداوند است كه درودها و سلامهاى خداوند بر آنان باد و من فرستاده او پيش شمايم، دعوتش را بپذيريد. و ابن زياد و پدرش را لعنت كرد. ابن زياد دستور داد او را از بالاى قصر به زير افكندند و چون او را افكندند تمام استخوانهايش شكست و هنوز رمقى داشت كه مردى به نام عبد الملك بن عمير لخمى جلو رفت و سرش را بريد و چون در اين كار بر او اعتراض كردند و عيب گرفتند، گفت: مى- خواستم راحتش كنم.
ابن زياد دستور داده بود تمام راههاى ميان واقصه[٤] و شام تا بصره زير نظر باشد و به هيچ كس اجازه آمد و شد داده نمىشد.
امام حسين ٧ بدون اينكه از اين امور آگاه باشد همچنان به سوى عراق مىآمد تا آنكه به گروهى از اعراب برخورد و از ايشان پرسيد. آنان گفتند: به خدا سوگند ما چيزى نمىدانيم جز اينكه اجازه رفت و آمد به ما نمىدهند.
امام حسين ٧ همچنان به راه خود ادامه داد. گروهى از افراد قبيلههاى فزاره
[١]. قادسيه: شهرى كه فاصله آن تا كوفه پانزده فرسخ و تا عذيب چهار ميل است. رك.
به: معجم البلدان، ياقوت حموى، ص ٦، ج ٧، چاپ مصر، ١٩٠٦ ميلادى، كه مفصل بحث كرده است. م.
[٢]. نام جايى نزديك كوفه و در بخش كويرى كه زندان نعمان بن منذر آنجا بوده است.
رك. به: معجم البلدان، ص ١٢٥، ج ٧. م.
[٣]. از صحراهاى معروف در منطقه بالاى نجد. رك. به: همان كتاب، ص ٢١٩، ج ٢. م.
[٤]. نام چند جا واقصه است، از جمله نزديك عذيب و در بخش كويرى و ريگزارهاى كوفه است. رك. به: همان كتاب، ص ٣٨٨، ج ٨. م.