ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٩٢ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
زياد بخواه و آن را دفن كن و كسى پيش حسين ٧ بفرست كه او را برگرداند كه من براى او نامه نوشته و اطلاع دادهام مردم فقط با او همراهند و چنين مىبينم كه او به اين شهر مىآيد.
عمر بن سعد به ابن زياد گفت: اى امير! آيا مىدانى چه مىگويد؟ و تمام سخنان مسلم را به او بازگو كرد. ابن زياد گفت: «شخص امين هرگز خيانت نمىكند، ولى گاهى خائن را امين مىپندارند.» و سپس به ابن سعد گفت: اما مال تو از خود تو است و ما ترا منع نمىكنيم. هر كارى كه دوست دارى بكن. اما جسد مسلم، پس از اينكه ما او را كشتيم براى ما مهم نيست كه نسبت به آن چه كارى بشود. اما حسين، اگر او به سراغ ما نيايد ما به سراغ او نخواهيم رفت.[١] سپس ابن زياد گفت: مسلم را بالاى بام ببريد، گردنش را بزنيد و جسدش را از بالا به پايين اندازيد و گفت: اين كسى كه مسلم بر سرش ضربه زده است كجاست و بكر بن حمران احمرى را خواست و گفت: او را به پشت بام ببر و گردنش را بزن.
مسلم را به سوى بام بردند و او در آنجا تكبير مىگفت و استغفار مىكرد و بر رسول خدا ٦ درود و صلوات مىفرستاد و مىگفت: پروردگارا! ميان ما حكم فرماى.
اين قوم ما را فريب دادند و به ما دروغ گفتند و از يارى دادن ما خوددارى كردند.
او را بالاى بام بردند و مشرف به جايى كه امروز بازار كفشدوزهاست گردنش را زدند و جسدش را هم در پى سرش از بالا به پايين انداختند.
قيام مسلم بن عقيل (رضي الله عنه) در كوفه، روز سه شنبه هشتم ذى حجه سال شصتم هجرت بود و شهادتش روز چهارشنبه نهم ذى حجه، يعنى روز عرفه آن سال بود.
و چون امام حسين ٧ آهنگ عراق فرمود، طواف و سعى ميان صفا و مروه كرد و از احرام بيرون آمد و حج خود را مبدل به عمره فرمود، زيرا بيم آن داشت كه اگر حج انجام دهد در مكه آن حضرت را بگيرند و بازداشت كنند و پيش يزيد بفرستند. در مدت اقامت حسين ٧ در مكه تنى چند از مردم حجاز و تنى چند از مردم بصره هم به ايشان پيوسته بودند كه همراه آن حضرت و افراد خاندان و وابستگان
[١]. همان طور كه در چند صفحه پيش يادآورى شد، مأخذ عمده فتال نيشابورى كتاب ارشاد مفيد است، ولى مطالب را تلخيص كرده است. در اينجا هم گفتگوى مسلم( رضي الله عنه) با ابن زياد را حذف كرده است و براى اطلاع بيشتر بايد به بخش زندگى حضرت امام حسين٧ در ارشاد مراجعه كرد. م.