ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٨٥ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
حنفى را گسيل داشتند و همراه آنان اين نامه را فرستادند: «بسم الله الرحمن الرحيم. براى حسين بن على ٨، از سوى شيعيان مؤمن و مسلمان او. اما بعد، بشتاب كه مردم منتظر تو هستند و هيچ انديشهيى غير از تو ندارند. لطفا شتاب كن، شتاب و شتاب.» سپس شبث بن ربعى و حجار بن ابجر و يزيد بن حرث بن رويم و عروة بن قيس و عمرو بن حجاج زبيدى و محمد بن عمرو تيمى (تميمى) چنين نوشتند:
«اما بعد، همانا باغها سرسبز و خرم و ميوهها رسيده شده است، و اگر مى- خواهى بيا كه سپاهى براى تو آماده است. و السلام.» فرستادگان مردم كوفه پياپى مىرسيدند و همگى در خدمت امام حسين با يك ديگر ديدار مىكردند و آن حضرت نامهها را مىخواند و از فرستادگان در باره مردم مىپرسيد و سپس همراه هانى بن هانى و سعد بن عبد الله كه آخرين فرستادگان بودند اين نامه را براى مردم كوفه مرقوم فرمود:
«بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
. از حسين بن على، به گروه مؤمن و مسلمان. اما بعد، همانا كه هانى و سعيد هم نامههاى شما را آوردند و آخرين فرستادگان شما بودند كه آمدند. آنچه را گفته بوديد و سخن بزرگان شما را- كه نوشته بوديد: امامى نداريم، بيا شايد خداوند ما را در پناه تو به هدايت برساند و جمع كند- دانستم و فهميدم.
اكنون برادر و پسر عمو و شخص مورد اعتماد خود از خاندانم مسلم بن عقيل را پيش شما فرستادم. اگر او براى من نوشت كه سران و خردمندان و مردم با فضيلت شما بر همان عقيدهاند كه فرستادگان شما اظهار مىدارند و در نامههاى شما نوشته شده است، به خواست خداوند به زودى پيش شما مىآيم و سوگند به جان خودم كه امام فقط كسى است كه به قرآن حكم كند و دادگر و متدين به آيين خدا باشد و نفس خود را در پيشگاه خداوند حساب كند (يا هواى نفس خود را براى رضاى خدا باز دارد)، و السلام».
امام حسين ٧ مسلم بن عقيل را خواست و او را همراه قيس بن مسهر صيداوى و عمارة بن عبد الله سلولى و عبد الرحمن ارحبى گسيل فرمود و به او دستور به پرهيزگارى و پوشيده نگهداشتن كار خود داد و اينكه با مردم به لطف و مهربانى رفتار كند و اگر مردم را در اين باره هماهنگ و مورد اعتماد ببيند زود خبر دهد.
مسلم حركت كرد و به كوفه آمد و در خانه مختار بن ابى عبيده ثقفى منزل كرد