ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٨٣ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
آنكه بيعت كند و اگر بيعت نكرد، گردنش را بزن. در اين هنگام امام حسين ٧ از جاى برخاست و فرمود: اى پسر زن كبود چشم! آيا تو مىخواهى مرا بكشى يا او؟ تو همانى كه سرا پا گناهى و دروغ مىگويى. و از خانه وليد بيرون آمد و يارانش آن حضرت را همراهى كردند تا به خانهاش رفت. امام حسين ٧ آن شب را كه شب شنبه سه شب باقى مانده از رجب سال شصتم هجرت بود در خانهاش ماند.[١] وليد بن عتبه هم سرگرم پيام فرستادن به عبد الله بن زبير براى بيعت شد و او هم نپذيرفت و همان شب از مدينه بيرون رفت و آهنگ مكه كرد. فردا صبح وليد گروهى را به تعقيب ابن زبير فرستاد و يكى از وابستگان بنى اميه را همراه هشتاد سوار روانه كرد و آنان به تعقيب عبد الله بن زبير پرداختند و او را نيافتند و به او نرسيدند و باز گشتند.
پايان روز شنبه وليد گروهى را به حضور امام حسين فرستاد كه براى بيعت حاضر شوند. امام حسين ٧ فرمودند: بگذاريد فردا شود، تا شما و ما ببينيم چه مىشود.
آنان هم اصرار نكردند و آن شب را دست نگهداشتند و آن حضرت همان شب كه شب يك شنبه دو روز باقى مانده از ماه رجب بود به سوى مكه حركت فرمود. پسران و برادران و برادرزادگان ايشان و عموم افراد خانواده ايشان غير از محمد بن حنفيه با ايشان حركت كردند. امام حسين ٧ در حالى كه از مدينه بيرون مىرفت اين آيه را تلاوت فرمود: «از آن شهر با حال بيم و نگرانى بيرون شد و گفت: پروردگارا! مرا از اين قوم ستمكار رهايى ده.»[٢] و چون وارد مكه شد اين آيه را تلاوت فرمود:
«و چون رو به شهر مدين آورد گفت اميد است كه پروردگار من مرا به راه راست راهنمايى فرمايد.»[٣] امام حسين ٧ در مكه منزل فرمود. مردم مكه و عمرهگزاران و اهالى شهرهاى ديگر كه در مكه بودند به حضور ايشان آمد و شد مىكردند. و چون خبر مرگ معاويه به مردم كوفه رسيد و از اخبار يزيد هم آگاه بودند و سرپيچى امام حسين ٧ از بيعت با يزيد به اطلاع ايشان رسيد، شيعيان كوفه در خانه سليمان بن صرد جمع شدند و خبر مرگ معاويه را به يك ديگر دادند و سپاس خدا را بجا آوردند. سليمان بن
[١]. اين مطالب را عينا از ارشاد شيخ مفيد( رضي الله عنه) گرفته، ولى اندكى تلخيص كرده است. از جمله، مفيد چند سطرى در باره نيك نفسى وليد نقل كرده است كه فتال نيشابورى حذف كرده است. براى اطلاع، رك. به: صفحه ١٨٣ ارشاد، چاپ ١٣٧٨ قمرى، تهران. م.
[٢]. بخشى از آيات ٢٢ و ٢٣ سوره بيست و هشتم( قصص). م.
[٣]. بخشى از آيات ٢٢ و ٢٣ سوره بيست و هشتم( قصص). م.