ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٨٢ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
اى داود! نفرين خدا بر قاتل حسين باد. ياد حسين چقدر زندگى را تلخ و ناگوار مىكند. من هيچ گاه آب سرد نمىنوشم مگر اينكه حسين ٧ را ياد مىكنم و هيچ بندهيى نيست كه چون آب سرد بياشامد، از حسين ٧ ياد كند و بر قاتل او لعنت فرستد، مگر اينكه خداوند براى او صد هزار حسنه مىنويسد و صد هزار خطاى او را محو مىفرمايد و صد هزار درجه بر درجهاش مىافزايد و چون كسى است كه صد هزار برده آزاد كرده باشد و روز قيامت خداوندش گشاده چهره محشور مىفرمايد.
روايت شده است چون امام حسن ٧ رحلت فرمود، شيعيان در عراق به جنبش آمدند و براى امام حسين ٧ نامه نوشتند كه معاويه را خلع و با آن حضرت بيعت كنند. امام حسين ٧ آنان را از اين كار باز داشت و ياد آورى فرمود كه ميان ايشان و معاويه پيمانى است كه شكستن آن تا پايان مدت جايز نيست و اگر معاويه بميرد در اين باره اظهار نظر خواهد فرمود. و چون معاويه در نيمه رجب سال شصتم هجرت درگذشت يزيد به وليد بن عتبة بن ابى سفيان كه از سوى معاويه فرماندار مدينه بود نوشت كه از امام حسين ٧ بيعت بگيرد و به آن حضرت اجازه تأخير در بيعت ندهد. وليد شبانه كسى را پيش امام حسين فرستاد و ايشان را فرا خواند. امام حسين ٧ دانستند كه چه مىخواهد و گروهى از ياران خود را خواست و به آنان گفت: وليد در اين وقت شب مرا احضار كرده است و در امان نيستم كه پيشنهادى كند كه نپذيرم و او قابل اعتماد نيست و از گزندش در امان نيستم. شما همراه من باشيد و چون من وارد خانهاش شدم بر در خانه بنشينيد و اگر شنيديد كه صداى من بلند شد، وارد خانه شويد كه او را از من باز داريد.
امام حسين ٧ وارد خانه وليد شد و مروان بن حكم هم آنجا بود. وليد خبر مرگ معاويه را به ايشان داد. امام حسين ٧ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فرمود. وليد آنگاه نامه يزيد را خواند كه در آن فرمان داده بود از ايشان براى يزيد بيعت بگيرد.
امام حسين ٧ فرمود: من خيال نمىكنم تو به بيعت پوشيده من براى يزيد قناعت كنى و بايد با او آشكارا بيعت كنم. وليد گفت: آرى همين گونه است. فرمودند: پس باشد تا فردا تصميم بگيرى. وليد گفت: در پناه نام خدا برو تا فردا همراه جماعت پيش ما آيى. مروان به وليد گفت: اگر اكنون حسين از پيش تو برود و بيعت نكند، ديگر چنين فرصتى به دست تو نخواهد آمد، تا آنكه ميان شما كشتار بسيار واقع شود. اين مرد را همين جا نگهدار (زندانى كن) و از خانه تو نبايد بيرون برود تا