ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٧٥ - مجلس هيجدهم، در امامت و مناقب امام حسن و امام حسين
خداوندى را كه ما اهل بيت را گرامى داشته است.
امام حسن ٧ به ياران خود فرمودند: خدا را دو شهر است، يكى در خاور و ديگرى در باختر، كه در آن دو شهر گروهى از آفريدههاى خداوند ساكنند كه هرگز قصد و آهنگ معصيت هم نمىكنند و به خدا سوگند در آن دو شهر و فاصله ميان آن دو شهر، كسى جز من و برادرم حسين حجت خدا بر خلق خدا نيست.
امام حسين ٧ هم روز عاشورا خطاب به سپاهيان ابن زياد كه نفرين خداوند بر ايشان باد فرمود: شما را چه مىشود كه چنين بر ضد من همكارى مىكنيد؟ به خدا سوگند اگر مرا بكشيد حجت خدا را بر خود كشتهايد و به خدا سوگند كه ميان جابلقا و جابلسا پسر پيامبرى كه خداوند در موردش با شما احتجاج كند غير از من نيست.
شاعر در اين باره گويد:
«پاكان و پاكدامنانى كه نامشان هر جا برده شود، بر ايشان درود فرستاده مىشود.» «آنان پنج تنى هستند كه به جاى آنان هيچ گاه و هرگز بدلى جستجو نمىكنم.
رسول پروردگارم و دو نوهاش و دخترش و پنجمى ايشان مولايم ابو الحسن است.» «بر خدا توكل مىكنم و بر پنج تن توسل مىجويم.» ديگرى گويد: «من دوستدار پنج تنى هستم كه در مورد آنان سورههاى طه و هل اتى و حاميمها و زمر نازل شده است.» مردى نصرانى در باره ايشان مىگويد:
«من از قبايل تيم و عدى به بدى ياد نمىكنم، ولى دوستدار خاندان هاشم هستم و هنگامى كه من در راه خدا از سرزنش سرزنشكننده بيم ندارم ديگر چه كسى در باره محبت على و گروه او مرا مىخواهد سرزنش كند؟ به من مىگويند:
با آنكه مسيحى هستى دوستى على و پرهيزكاران عرب و عجم را در دل مىپرورى؟
مىگويم: چنين مىپندارم كه خداوند محبت آنان را حتى در دل چهار پايان هم سرشته است.» ديگرى گفته است: «اگر دوستى من نسبت به پنج تنى كه موجب پاكى اعمال من است و بغض دشمنان ايشان رفض است من رافضيم.»