ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٦٨ - مجلس هيجدهم، در امامت و مناقب امام حسن و امام حسين
را سير كنم به نيكان و گزيدگان ملحق شوم و به بهشت درآيم و مقام شفاعت داشته باشم.» فاطمه ٧ برخاست و آنچه در سفره بود به آن مستمند داد و همگان آن شب را گرسنه گذراندند و فرداى آن روز هم روزه گرفتند و حال آنكه در شب هم جز آب خالى چيزى نياشاميده بودند. آنگاه فاطمه ٧ يك سوم ديگر از آن پشم را رشت و يك صاع ديگر جو برداشت و دستاس و خمير كرد و پنج گرده نان پخت كه براى هر كس يك گرده بود. على ٧ همچنان نماز مغرب را با پيامبر ٦ گزارد و به خانهاش آمد و چون سفره گستردند و نشستند نخستين لقمهيى كه على از آن نان برگرفت يتيمى از يتيمان مسلمانان بر در آمد و گفت: اى اهل بيت محمد ٦! بر شما درود باد. من يتيمى از يتيمان مسلمانانم. از آنچه مىخوريد به من بخورانيد خدايتان از خوراكهاى بهشتى روزى فرمايد. على ٧ لقمه از دست بر زمين نهاد و چنين فرمود: «اى فاطمه! اى دختر سيد بزرگوار! اى دختر پيامبرى كه هرگز آلايشى نداشته است! خداوند يتيمى پيش ما فرستاد و هر كس امروز رحم كند، همو رحيم است و وعدهگاه او در بهشت نعمتهاى بهشتى است كه خداوند آنها را بر شخص پست حرام كرده است. آدم بخيل نكوهيده است. آتش او را به جحيم فرا مىخواند و آشاميدنى او آشاميدنيهاى بسيار گرم و بوناك است.» فاطمه ٧ چنين فرمود: «هم اكنون به او عطا مىكنم و باك ندارم و خداوند را بر بستگان خويش بر مىگزينم. فرزندان من گرسنهاند و كوچكتر ايشان در جنگ كربلا غافلگير و كشته مىشود. واى بر كشنده او و عذاب بر او باد. آتش او را در حالى كه دستهايش با غل و زنجير بسته است به پستترين جاى خود مىكشد و بندهايى بر بندهايش افزوده مىشود.» و فاطمه ٧ برخاست و آنچه در سفره بود به آن يتيم عنايت كرد و همگى گرسنه ماندند و چيزى جز آب خالى نياشاميدند، و فرداى آن روز هم روزه گرفتند.
فاطمه ٧ باقى مانده پشم را رشت و يك صاع باقى مانده از جو را دستاس و خمير كرد و پنج گرده نان فراهم آورد. على ٧ نماز مغرب را با پيامبر گزارد و به خانه آمد و نزديك سفره همگى با هم نشستند. نخستين لقمه كه على ٧ از آن نان گرفت يكى از اسيران مشركان آمد و بر در خانه ايستاد و گفت: اى خاندان محمد! سلام بر شما