ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٥٩ - مجلس هفدهم، در تولد حسن و حسين
امام باقر ٧ مىفرمايد: رسول خدا ٦ حسن و حسين را شب هفتم تولدشان ختنه كردند و سر آنها را تراشيدند و هموزن موى آنها نقره يا طلا صدقه دادند و براى هر يك دو گوسپند نر عقيقه كردند و همه اعضاى آن را پختند و هم صدقه دادند و هم خودشان خوردند و به همسايگان خويش هم دادند.[١] امام صادق ٧ فرموده است: چون حسين بن على ٧ متولد شد، خداوند به جبريل فرمان داد همراه هزار فرشته به زمين فرود آيد و به پيامبر ٦ از سوى خداوند و از سوى خود شاد باش بگويد. جبريل فرمود آمد و از كنار جزيرهيى در دريا گذشت كه در آن فرشتهيى به نام فطرس افتاده بود. اين فرشته از فرشتگانى بود كه فرمان خداوند را ابلاغ مىكرد و خداوند او را براى انجام كارى گسيل فرمود و چون تأخير كرد بالهاى او شكسته شد و در آن جزيره افتاد و هفتاد سال بود كه به عبادت خداوند در آن جزيره مشغول بود. و چون امام حسين متولد شد و جبريل فرمود آمد، فطرس از او پرسيد: اى جبريل! كجا مىروى؟ جبريل گفت: خداوند به محمد ٦ نعمتى ارزانى داشته و مأمور شدهام از سوى خداوند و خودم به ايشان شاد باش بگويم. فطرس گفت: اى جبريل! مرا هم با خود ببر، شايد محمد ٦ براى من دعا كند. جبريل او را با خود برد و چون به حضور پيامبر رسيد و از سوى خداوند متعال و خود به ايشان شاد باش گفت و موضوع فطرس را به اطلاع رساند. پيامبر فرمودند: به او بگو دست بر اين مولد بكشد و به جاى خويش باز گردد. فطرس چنان كرد و بال گشود و برخاست و گفت: اى رسول خدا! همانا امت تو به زودى او را مىكشد و براى حسين ٧ بر عهده من است كه هر زايرى او را زيارت كند و هر مسلمانى به او سلام دهد و هر كس به او درود فرستد به او ابلاغ كنم و به آسمان پر كشيد.[٢]
[١]. براى اطلاع از چگونگى روايات مربوط به عقيقه اين دو امام بزرگوار از سوى حضرت ختمى مرتبت صلوات الله عليه و آله، مراجعه كنيد به: صفحات ١٦٨ تا ١٧٦ جلد ٣ فضائل الخمسه من الصحاح السته كه از منابع مختلف اهل سنت بررسى و نقل شده است. م.
[٢]. اين روايت تا همين جا بدون هيچ كم و كاستى در امالى صدوق و به نقل از آن در صفحه ٢٤٥ جلد ٤٣ بحار الانوار آمده است. اشعار در آن منبع نيامده است. م.