ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٥٧ - مجلس هفدهم، در تولد حسن و حسين
عربى است. گفت: او را حسن نام بگذار، و پيامبر او را حسن نام گذاشتند و روز هفتم تولدش او را با دو گوسپند نر سياه چشم عقيقه فرمودند و به قابله يك ران گوسپند و يك دينار پرداختند و سر كودك را تراشيدند و هموزن موهايش نقره صدقه دادند و سپس بر سر كودك خلوق (مادهيى خوشبو) ماليدند و فرمودند: اى اسماء! ماليدن خون بر سر نوزاد از كارهاى دوره جاهلى است.
هنگامى كه حسين پس از او (يك سال پس از او) متولد شد، پيامبر ٦ آمدند و فرمودند: اى اسماء! پسرم را بياور. كودك را در پارچه سپيدى پيچيدم و به ايشان دادم. در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه فرمودند. آنگاه كودك را در دامن نهادند و گريستند. اسماء مىگويد به پيامبر گفتم: پدر و مادرم فداى تو باد، چرا مىگريى؟ فرمودند: بر اين پسرم مىگريم. گفتم: اى رسول خدا! او كه هم اكنون متولد شده است. فرمودند: اى اسماء! پس از من گروه ستمگر و سركش او را مىكشند. خداوند شفاعت مرا بهره ايشان نفرمايد. سپس فرمودند: اى اسماء! اين موضوع را به فاطمه مگو كه تازه زايمان كرده است. سپس خطاب به على ٧ فرمودند: نام پسرم را چه گذاشتهاى؟ گفت: در نامگذارى او بر شما پيشى نمىگيرم، گر چه دوست داشتم كه نامش را حرب بگذارم. پيامبر ٦ فرمودند: من هم در نامگذارى او بر خداى پيشى نمىگيرم. جبريل فرود آمد و گفت: اى محمد ٦! خداوند على اعلى سلامت مىرساند و مىفرمايد منزلت على ٧ براى تو همچون منزلت هارون به موسى است، جز اينكه پس از تو پيامبرى نيست. نام اين پسرت را به نام پسر ديگر هارون نامگذارى كن. پيامبر ٦ پرسيدند: نام پسر هارون چيست؟
گفت: شبير. فرمودند: زبان من عربى است. جبريل گفت: نامش را حسين بگذار، و او را حسين نام نهادند و روز هفتم تولد او را با دو گوسپند نر سياه چشم عقيقه فرمودند و يك ران گوسپند و يك دينار به قابله عنايت فرمودند. سپس سر كودك را تراشيدند و هموزن موهايش نقره صدقه دادند و بر سرش خلوق ماليدند و گفتند:
اى اسماء! ماليدن خون از سنتهاى جاهلى است.[١]
[١]. عينا در عيون اخبار الرضاى صدوق، ص ٢٥، ج ٢، چاپ ١٣٧٧ قمرى، آمده است.
ضمنا در مورد اينكه قابله اسماء بنت عميس يا خواهرش سلمى بوده است در پاورقى توضيح داده شده است و ظاهرا در آن تاريخ اسماء همراه شوهرش جناب جعفر طيار در حبشه بوده است و سلمى صحيح است. م.