ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٥٢ - مجلس شانزدهم، در وفات فاطمه
راجعون، به خدا سوگند پدر بزرگ شما كه حبيب دل من بود از دست رفت و ديگر او را نمىبينم كه اين در را بگشايد و شما را بر دوش كشد و حال آنكه اين كار را همواره مىكرد. سپس فاطمه ٧ سخت بيمار شد و چهل روز بيمارى ادامه يافت تا رحلت فرمود، درودهاى خدا بر او باد.
و چون احساس به فرا رسيدن مرگ خويش كرد، ام ايمن و اسماء بنت عميس را احضار فرمود و كسى دنبال على ٧ فرستاد و چون على ٧ آمد، به او گفت: اى پسر عمو! احساس مىكنم كه مرگ من فرا رسيده است و چنانم كه ترديد ندارم به اينكه هر ساعت به پيوستن به پدرم نزديكتر مىشوم و اكنون به چيزهايى كه در دل دارم ترا وصيت مىكنم.[١] على ٧ گفت: اى دختر رسول خدا! به آنچه مىخواهى وصيت كن، و كنار بالين او نشست و هر كه را در خانه بود، از خانه بيرون كرد. سپس فرمود: اى پسر عمو! مىدانى كه هرگز دروغ نگفتهام و از هنگامى كه با يك ديگر زندگى مشترك داريم با تو مخالفتى نكردهام. على فرمود:
پناه بر خدا كه تو به احكام خدا داناتر و پرهيزكارتر و بهتر از آنى و بيشتر از آن از خدا مىترسى كه من فرداى قيامت بتوانم بگويم كه مخالفتى با من روا داشتهاى و مفارقت و از دست دادن تو بر من سخت گران است، ولى افسوس كه از اين جدايى چاره نيست و به خدا سوگند با مرگ تو مصيبت از دست دادن پيامبر ٦ بر من تازه مىشود و مرگ تو و از دست دادن تو مصيبتى بسيار بزرگ است، ولى همگان از خداييم و همگان به سوى او باز گردندهايم و اين مصيبت چه سخت و درد انگيز و دشوار و اندوه افزاست. و اين اندوهى است كه چيزى مايه تسكين آن نيست و هيچ چيز آن را جبران نمىكند، و ساعتى هر دو گريستند و على ٧ سر فاطمه ٧ را بر سينه نهاد و گفت: به آنچه مىخواهى وصيت كن كه به هر چه وصيت كنى رفتار خواهم كرد و فرمان ترا بر خواسته خود ترجيح مىدهم. فاطمه ٧ فرمود: خدايت پاداش نيكو دهاد و از سوى من هم بهترين پاداش را به تو ارزانى فرمايد. اكنون اى پسر عمو! به تو وصيت مىكنم كه پس از من با دختر امامه ازدواج كنى كه او براى فرزندان من همچون خود من است و براى مردان از داشتن زن چاره نيست. على
[١]. با اينكه اين روايت از روضة الواعظين در صفحات ١٩١ و ١٩٢ جلد ٤٣ بحار الانوار آمده است ولى چند سطر اول آن نيامده است. ظاهرا نسخهيى كه در اختيار مرحوم علامه مجلسى بوده است با اين نسخه تفاوت داشته است. م.