ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٤٢ - مجلس چهاردهم، در ازدواج فاطمه
چشم ايشان به من افتاد، چهرهشان شاد شد و چنان لبخند زدند كه من درخشش و سپيدى دندانهاى ايشان را ديدم، و فرمودند: اى على! مژده بده كه خداوند آنچه را در باره ازدواج تو در نظر داشتم كفايت فرمود. گفتم: اى رسول خدا! اين موضوع چگونه است؟ فرمود: جبريل ٧ پيش من آمد و از سنبل و نيلوفر بهشت همراهش بود كه به من داد. گرفتم و بوييدم و گفتم: مناسبت اين سنبل و نيلوفر چيست؟ گفت:
خداوند به ساكنان و فرشتگان بهشت فرمان داده است تمام بهشت و درختان آن را بيارايند و كاخهاى آن را آرايش و زيور دهند و به نسيم بهشتى فرمان داده است كه انواع عطر و بوى خوش برافشاند و به حوران فرمان داده است سورههاى طه و طسم و يس و حمعسق را بخوانند و سروشى از عرش ندا داد كه امروز روز جشن على بن ابى طالب است و شما را گواه مىگيرم كه فاطمه دختر محمد ٦ را به ازدواج على درآوردم و آن دو را براى يك ديگر پسنديدم. آنگاه خداوند ابرى را برانگيخت كه سپيد بود و از مرواريد و زبرجد و ياقوتهاى بهشت نثار كرد و فرشتگان برخاستند و گل افشاندند و سنبل و نيلوفر بهشتى نثار كردند و اين سنبل و نيلوفر از همان گلهاست. سپس خداوند متعال به يكى از فرشتگان بهشت كه نامش راحيل و از همه فرشتگان سخنورتر است فرمان داد خطبه بخواند و او خطبهيى خواند كه مردم زمين و ساكنان آسمان چنان خطبهيى نشنيده بودند. سپس سروشى بانگ برداشت كه اى فرشتگان و ساكنان بهشت من! به على بن ابى طالب محبوب محمد ٦ و به فاطمه دختر محمد ٦ شادباش بگوييد كه من بر آن دو بركت دادم. همانا من محبوبترين زن و مرد را پس از پيامبران و رسولان به ازدواج يك ديگر درآوردم.
راحيل عرض كرد: پروردگارا! چه بركتى بيش از اين بركت كه در بهشت خود براى آنان قرار دادهاى و مىبينيم به آنان عنايت فرمودهاى؟ حق تعالى فرمود: يكى از بركتهاى من بر آن دو اين است كه در محبت من هماهنگ و يك دلند و آن دو را بر خلق خود حجت قرار دادم و سوگند به عزت و جلال خودم از آن دو خلقى را برآورم و فرزندانى به وجود آورم كه گنجورهاى دانش و فرا خوانندگان به سوى دين و آيين من خواهند بود و پس از پيامبران و رسولان، آنان را حجت قرار دادهام و به آنان با خلق خويش احتجاج مىكنم.
آنگاه پيامبر فرمودند: اى على! مژده باد بر تو كه خدايت چنين كرامتى ارزانى داشته كه به هيچ كس مانند آن را عرضه نفرموده است. من دختر خود را به