ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٢١ - مجلس يازدهم، در وفات امير المؤمنين على
مجلس يازدهم در وفات امير المؤمنين على ٧
بدان كه وفات امير المؤمنين على ٧، شب جمعه بيست و يكم رمضان سال چهلم هجرت بوده است. در شب نوزدهم آن ماه در مسجد كوفه به شمشير ابن ملجم كه خدايش لعنت كناد مجروح شد و عمر آن حضرت به هنگام وفات شصت و سه سال بوده است.[١] و روايت شده است كه امير المؤمنين ٧ مردم را براى بيعت جمع كرد.
عبد الرحمن بن ملجم مرادى براى بيعت آمد و امام او را دو يا سه بار رد فرمود و به هنگام بيعت او فرمود: چه چيزى بدبختترين اين امت را از انجام شقاوت خود باز داشته است؟ سوگند به كسى كه جان من در دست اوست، همانا كه اين ريش من از خون سرم خضاب خواهد شد و دست بر سر و ريش خود نهاد، و چون ابن ملجم كه نفرين خدا بر او باد پشت كرد، على اين بيت را خواند:
«كمربندهاى خود را براى مرگ استوار كن كه به ديدار آينده تو است، و از مرگ بىتابى مكن چون به وادى تو فرا رسد.»[٢] روايت شده است كه ابن ملجم مرادى پيش امير المؤمنين آمد و همراه ديگران بيعت كرد و چون خواست برگردد على ٧ او را فراخواند و از او ميثاق و تأكيد گرفت كه مكر نكند و پيمان نشكند و او عهد كرد و گفت: اى امير المؤمنين! به خدا سوگند نديدم كه نسبت به هيچ كس چنين رفتار كنى و على ٧ به اين بيت تمثل جست:
«من زنده ماندن او را مىخواهم و او كشتن مرا مىخواهد. چه كسى پوزش خواه اين دوست مرادى تو است؟»[٣] اى ابن ملجم! برو كه به خدا سوگند نمىبينم به آنچه گفتى وفا كنى.
[١]. اين عبارت از ارشاد شيخ مفيد، درگذشته ٤١٣ گرفته شده است. رك. به: ص ٥، چاپ دار الكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٧٧ قمرى. م.
[٢]. از همان كتاب گرفته شده است، ارشاد، ص ٦. م.
[٣]. اين روايت هم در پى همان روايت و در ارشاد، ص ٦، آمده است. بيتى كه حضرت على٧ به آن تمثل جستهاند به نقل زمخشرى در صفحه ٢٩٥ اساس البلاغه و ابن عبد ربه در عقد الفريد، ص ١٢٠، ج ١، چاپ مصر، ١٩٤٨ ميلادى، از عمرو بن معدى كرب است و براى اطلاع از ديگر ابيات آن به عقد الفريد مراجعه فرماييد. م.