ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢١٧ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
روايت شده است كه امير المؤمنين چون خواست در منطقه بابل از رود فرات بگذرد، بسيارى از ياران آن حضرت سرگرم عبور دادن چهار پايان و بارهاى خود از رود خانه بودند و آن حضرت همراه گروهى از ياران خود نماز عصر گزارد. گروهى ديگر همچنان سرگرم عبور دادن بودند و آفتاب غروب كرد و نماز بسيارى از ايشان از دست بشد و بسيارى فضيلت نماز جماعت با ايشان را از دست دادند و در اين باره به گفتگو پرداختند. على ٧ چون سخن ايشان را شنيد از خداى متعال در- خواست كرد خورشيد را برگرداند تا همه ياران خود را جمع كند و با آنان نماز عصر بگزارد و خداوند متعال درخواست او را پذيرفت و خورشيد را برگرداند و همان گونه كه هنگام نماز عصر آشكار است، آشكار شد و همين كه مردم نماز عصر خود را سلام دادند، خورشيد ناگهان غروب كرد و بانگى سخت از آن شنيده شد كه مردم از آن بيم كردند و بسيار تسبيح و استغفار و لا اله الا الله بر زبان راندند. و سپاس پروردگار را بر اين نعمتى كه ميان ايشان آشكار ساخت و خبر آن در همه آفاق و ميان مردم منتشر شد. گزاردند. و به همين گونه از اسماء بنت عميس[١] و ام سلمه[٢] و ابو رافع[٣] و حسين بن على ٧ نقل شده است.[٤] و روايت شده است در آن هنگام كه على ٧ پيامبر ٦ را به خود و سينه خويش تكيه داده بود، همچنان نشسته با اشاره نماز گزارد و چون حالت وحى تمام شد و پيامبر به خود آمدند براى او دعا فرمودند كه خورشيد برگردد.[٥]
[١]. اسماء دختر عميس از قبيله خثعم و از پيشگامان مسلمانان و مهاجران به حبشه است.
وى همسر جعفر طيار بود. پس از شهادت آن بزرگوار همسر ابو بكر شد و پس از مرگ او به همسرى على٧ درآمد. مرگ اين بانوى بزرگوار حدود سال ٤٠ هجرى است.
رك. به: ابن سعد، طبقات، ج ٨، ص ٢٠٥، چاپ بريل. م.
[٢]. هند دختر ابى اميه كه بيشتر به كنيه خود ام سلمه معروف است، همسر بزرگوار رسول خدا٦ و سر سپرده اهل بيت عصمت و طهارت. سال وفات اين بزرگوار به اختلاف نقل شده است. رك. به: ابن سعد، طبقات، ج ٨، ص ٦٠، چاپ بريل. م.
[٣]. ابو رافع، از بردگان آزاد شده و آزاده حضرت ختمى مرتبت كه در خلافت عثمان و به قول ديگر در خلافت امير المؤمنين على٧ درگذشته است. رك. به: ابن اثير، اسد الغابه، ج ٥، ص ١٩١. م.
[٤]. با اختلافى اندك در امالى ابن الشيخ و وقعه صفين نصر بن مزاحم و به نقل از آن دو در بحار الانوار، ص ١٨٣، ج ٤١، چاپ جديد آمده است. م.
[٥]. ظاهرا بايد اين روايت دنباله روايت قبلى باشد نه دنباله اين روايت. م.