ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٠٨ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
منصور دوانيقى به من گفت: اى اعمش! آيا اين دو حديث را مىدانستى؟
گفتم نه، و گفت: بدان كه دوستى على ايمان و دشمنى او كفر است و به خدا سوگند كسى جز مؤمن او را دوست ندارد و كسى جز منافق او را دشمن نمىدارد. گفتم:
اى امير مؤمنان! در امانم؟ گفت آرى. گفتم: در مورد قاتل حسين بن على ٧ چه مى- گويى؟ گفت: به سوى دوزخ مىرود و در دوزخ است. گفتم: به همين دليل هر كس ديگرى هم كه فرزندان رسول خدا را بكشد به سوى دوزخ مىرود و در آتش است.
گفت: ملك عقيم است. برو و اين را كه شنيدى نقل مكن.[١] روايت شده است كه امير المؤمنين على ٧ براى انجام كارى به مكه آمد.
عربى را ديد كه به پردههاى كعبه دست نهاده و مىگويد: اى صاحب خانه! اين خانه خانه تو و اين ميهمان ميهمان تو است، و بر هر ميزبانى است كه از ميهمان خود پذيرايى كند. پروردگارا! امشب پذيرايى از مرا آمرزش من قرار بده. امير المؤمنين به ياران خود فرمود: آيا سخن اين مرد عرب را شنيديد؟ گفتند: آرى. فرمود: خداوند گرامىتر از آن است كه خواسته ميهمانش را بر نياورد. شب دوم باز امير المؤمنين همان عرب را ديد كه به پردههاى كعبه كنار ركن چسبيده: و مىگويد: اى كسى كه در عزت خود چنان عزيزى كه از تو عزيزترى نيست! مرا به عزت خود عزتى ارزانى فرما كه كسى نداند چگونه عزتى است. پروردگارا! من به حق محمد و آل محمد به تو متوسل مىشوم چيزى را به من عطا كن كه كسى جز تو آن را عطا نمىكند (يعنى بهشت را) و چيزى را از من برگردان كه كسى جز تو نمىتواند آن را برگرداند و دفع كند (يعنى دوزخ را).
امير المؤمنين به ياران خود فرمود: به خدا سوگند اين سخنان همان ترجمه اسم اعظم خداوند از لغت سريانى است كه حبيب من رسول خدا ٦ به من خبر داده است. اين مرد عرب از خداوند بهشت را خواست كه به او عطا فرمود و تقاضا كرد دوزخ را از او برگرداند و خداوند پذيرفت.
شب سوم باز آن مرد عرب ديده شد كه به همان ركن كعبه چسبيده و مىگويد:
اى پروردگارى كه هيچ مكانى گنجايش او را ندارد و هيچ جا از او خالى نيست و
[١]. حديث دوم مجلس شصت و هفتم امالى صدوق است كه با ذكر سلسله اسناد آمده است. در منابع اهل سنت با تفصيل بيشتر در صفحات ٢٠٠ تا ٢٠٨ مناقب خوارزمى( اخطب خوارزم) كه از علماى قرن پنجم و ششم هجرى و معاصر با فتال نيشابورى است، آمده است. م.