ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٠٦ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
سوگند كه چشم ترا روشن مىكنم و ترا به جوانى راهنمايى مىكنم كه همين امروز چشم تو را روشن كند. گفتم: مرا راهنمايى كن. گفت: من دو برادر دارم. يكى پيشنماز مسجد است و ديگرى موذن. آنكه امام مسجد است از هنگام تولد على ٧ را دوست مىدارد و آنكه موذن است از هنگام تولد على را دشمن مىدارد. گفتم:
مرا راهنمايى كن. او دست مرا گرفت و بر در خانه آن پيشنماز برد. در اين هنگام مردى بيرون آمد كه چون مرا ديد، گفت: اين جامه و اين مركوب را مىشناسم و به خدا سوگند صاحب آنها، آنها را به تو نبخشيده است، مگر اينكه دوستدار خداوند و رسول خدا باشى. اكنون براى من حديثى در فضايل على بگو. منصور مىگويد من براى او چنين گفتم: پدرم از قول پدرش، از جدش، نقل مىكرد كه مىگفت:
حضور پيامبر نشسته بوديم كه فاطمه ٧ آمد و سخت مىگريست. پيامبر پرسيدند:
اى فاطمه! چه چيزى ترا مىگرياند؟ گفت: پدر جان! زنان قريش مرا سرزنش مىكنند و مىگويند: پدرت ترا به همسرى شخص تنگدست بدون مالى درآورده است. پيامبر فرمودند: گريه مكن. سوگند به خدا، من ترا به همسرى او درنياوردم مگر اينكه خداوند از فراز عرش خود ترا به همسرى او درآورد و جبريل و ميكال گواه بودند. و همانا خداوند عز و جل مردم دنيا را بررسى فرمود و از ميان ايشان پدرت را به پيامبرى برگزيد. باز آنان را بررسى فرمود و از ميان ايشان على را برگزيد و ترا به همسرى او درآورد و او را وصى قرار داد. على از همه مردم شجاعتر و بردبارتر و بخشندهتر است. او از همگان زودتر مسلمان شده و از همه مردم داناتر است و حسن و حسين دو پسر اويند كه سرور و سالار جوانان بهشتند و نام آن دو در تورات شبر و شبير است و اين به سبب گرامى بودن آن دو در پيشگاه خداوند است.
اى فاطمه! گريه مكن كه چون روز قيامت فرا رسد، دو حله بر پدرت و دو حله بر على پوشانده مىشود. لواى حمد بر دست من است و من آن را به على مىدهم و اين به پاس حرمت او در پيشگاه خداوند است و على در آن روز شفاعت مىكند.
اى فاطمه! گريه مكن كه چون روز قيامت فرا رسد، در سختيهاى آن روز سروش خداوند ندا مىدهد كه اى محمد! پدر بزرگ تو ابراهيم خليل الرحمن چه نيكو پدر بزرگى است و برادرت على چه نيكو برادرى است.[١] اى فاطمه! على آن
[١]. براى اطلاع از منابع اين حديث در كتب اهل سنت، رك. به: صفحات ٤٤ و ٦٧ مناقب ابن مغازلى و حواشى آن. م.