ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٢٠١ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
مردم محشر را خيره مىكند. در آن هنگام سروشى از سوى خداى عز و جل شنيده مى- شود كه خليفه محمد رسول خدا كجاست و تو مىگويى من اينجا هستم و سروشى با صداى بسيار بلند مىگويد: اى على! هر كه را دوست مىدارى و ترا دوست مىداشته است به بهشت ببر و هر كس دشمن تو است، او را به دوزخ درانداز كه تو تقسيمكننده بهشت و دوزخى.[١] ابو هريره مىگويد: پيامبر ٦ به جنگى رفت و على در مدينه مانده بود و چون پيامبر ٦ برگشت و غنايم را تقسيم فرمود، به على بن ابى طالب دو سهم پرداخت. مردم گفتند: اى رسول خدا! به على دو سهم پرداخت فرمودى، در حالى كه او در مدينه مانده است. پيامبر فرمود: اى مردم! شما را به حق خدا و رسولش سوگند مىدهم، آيا آن سوارى كه از سمت راست لشكر بر مشركان حمله كرد ديديد؟
همان سوارى كه دشمن را به گريز واداشت و برگشت و گفت: اى محمد! سهم من از غنايم را به على بپرداز. او جبريل ٧ بود.
اى مردم! شما را به حق خدا و رسولش سوگند مىدهم، آيا آن سوارى را كه از سمت چپ به مشركان حمله كرد و برگشت ديديد؟ او هم كه برگشت، گفت: اى محمد! براى من سهمى از غنايم است، آن را به على بن ابى طالب اختصاص دادم و او ميكائيل ٧ بود. و به خدا سوگند من حق كسى جز جبريل و ميكال را به على نپرداختم. همه مردم تكبير گفتند.
روايت شده است كه رودخانه فرات طغيان كرد و آب آن چنان زياد شد كه مردم كوفه بيم غرق شدن در آن داشتند و به امير المؤمنين پناه آوردند. ايشان بر استر پيامبر ٦ سوار شد و همراه مردم كنار فرات آمد و پياده شد. شخصا در حالى كه از مردم فاصله گرفته بود و مردم او را مىديدند وضو گرفت و دعاهايى خواند كه بيشتر مردم آن را شنيدند و سپس در حالى كه به چوبدستى خود تكيه زده بود نزديك فرات رفت و با چوبدستى خود روى آب زد و فرمود: به فرمان و خواست خداوند فروكش كن و آب چنان فرو رفت كه بسيارى از ماهىها آشكار شدند و به آن حضرت به امارت مؤمنان سلام دادند و برخى از ماهىها از جمله مارماهى و سگ ماهى و نوعى ديگر سكوت كردند و مردم از اين موضوع تعجب كردند و پرسيدند: برخى از ماهىها سكوت كردند و برخى سخن گفتند؟ فرمود: خداوند ماهىهاى حلال گوشت را براى من به سخن درآورد و آنهايى كه حرام گوشت و نجس بودند سكوت كردند. و اين
[١]. در صفحه ٢١٧ امالى صدوق آمده است. م.