ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٩٨ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
امام باقر ٧ فرموده است: به خدا سوگند كه على همچون بردگان خوراك مىخورد و مىنشست و دو پيراهن سنبلانى مىخريد و غلامش را آزاد مىگذاشت كه بهترين آن دو را انتخاب كند و خود ديگرى را مىپوشيد، و اگر آستين آن از انگشتانش بلندتر بود آن را كوتاه مىكرد و اگر اندازه قد پيراهن بيشتر از پاشنههاى پايش بود آن را مىبريد. پنج سال حكومت كرد و هيچ خشت پخته و خشت خامى بر هم ننهاد و هيچ ملكى را مخصوص خود نفرمود و هيچ سرخ و سپيدى (سيم و زرى) به ميراث باقى نگذاشت و هر چند به مردم نان گندم و گوشت مىخورانيد ولى چون به خانه خود برمىگشت نان جو و سركه و زيتون مىخورد و هر گاه دو كار كه هر دو موجب رضاى خداوند بود براى او پيش مىآمد، آن را كه دشوارتر بود برمىگزيد و در راه خدا هزار برده آزاد كرد كه همه ايشان را با عرق جبين و كد يمين خود خريده بود. و هيچ يك از مردم را طاقت نبود كه چون او عمل كند و گاه در شبانروز هزار ركعت نماز مىگزارد. نزديكتر و شبيهتر مردم به او در عبادت على بن الحسين ٧ بود و ديگر پس از او هيچ كس نتوانسته است چنان باشد.[١] مردى از تابعان (فرزندان مهاجران و انصار و طبقهيى كه پس از ايشان بودهاند- م.) شنيد انس بن مالك مىگويد: اين آيه كه خداوند مىفرمايد: «آيا آن كس كه شب را به طاعت خدا به سجود و قيام مىگذراند و از عذاب آخرت مىترسد و رحمت خدايش را اميدوار است» در باره عبادت على بن ابى طالب نازل شده است.
آن مرد مىگويد: به حضور على رفتم تا چگونگى عبادت او را ببينم، و خدا را گواه مىگيرم كه به هنگام نماز مغرب پيش او رسيدم و او را در حال گزاردن نماز مغرب با يارانش ديدم و چون نماز تمام شد او همچنان به خواندن تعقيب پرداخت تا آنكه براى نماز عشاء برخاست و پس از آن به خانهاش رفت. من هم همراهش رفتم و تمام شب را نماز مىگزارد و قرآن مىخواند. تا سپيده دميد، تجديد وضو كرد و به مسجد آمد و نماز صبح را با مردم گزارد و تا برآمدن آفتاب به خواندن تعقيب پرداخت. آنگاه مردم يكى يكى و دو تا دو تا براى كارها و مسايل خود به او مراجعه مىكردند و چون برمىخاستند، دو تن ديگر مىنشستند و اين كار ادامه داشت تا آنكه اذان ظهر گفته شد. برخاست تجديد وضو فرمود و نماز ظهر گزارد و
[١]. اولين حديثى است كه به نقل از صفحه ١٦١ امالى صدوق( رضي الله عنه) در باب ١٠٧ بحار الانوار، ص ١٠٢، ج ٤١، چاپ دار الكتب الاسلاميه آمده است. م.