ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٩٧ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
پيش من آمدند و ميان آنان را اصلاح كردم و برگشتم.[١] ابو زيد نحوى مىگويد، از خليل بن احمد عروضى پرسيدم: چرا مردم با آن قرابتى كه على ٧ با رسول خدا ٦ داشت و مقامى كه ميان مسلمانان حائز بود و زحمتى كه براى اسلام كشيد، او را رها كردند؟ گفت: به خدا سوگند پرتو و نور او بر همگان چيره و در همه مناقب از همگان برتر و پيش بود. ولى مردم به افرادى كه نظير و شكل خودشانند تمايل بيشترى دارند. مگر اين شعر شاعر قديمى را نشنيدهاى كه مىگويد:
«هر شكلى به شكل خود دلبسته است و مگر نمىبينى كه فيل با فيل الفت دارد؟» رياشى در اين مورد اين دو بيت را از عباس بن احنف نقل مىكند كه گفته است:
«كسى گفت: چگونه از يك ديگر جدا شديد؟ سخنى گفتم كه در آن انصاف است. گفتم: او مانند و به شكل من نبود. به اين سبب از او جدا شدم و مردم گوناگون هستند و هم شكل با هم شكل انس دارد.»[٢] امير المؤمنين فرموده است: هيچ آيهيى از قرآن نازل نشده است مگر اينكه مىدانم كجا و در باره چه كسى نازل شده است و در چه باره است، آيا در دشت نازل شده است يا در كوه. گفته شد: در باره خودت چه آيهيى نازل شده است؟ فرمود: اگر از من سؤال نمىكرديد خبر نمىدادم. در باره من اين آيه نازل شده است: «همانا تو بيم دهندهيى و براى هر قوم راهنمايى است.» رسول خدا بيم دهنده است و من راهنمايم به آنچه آورده است.[٣]
[١]. در صفحه ٢٢٣ امالى صدوق همراه با ترجمه، با ذكر سلسله اسناد آمده است. م.
[٢]. سعد بن اوس، معروف به ابو زيد انصارى نحوى، درگذشته ٢١٤ قمرى، از بزرگان علماى ادب و نحو مكتب بصره است. براى اطلاع به دانشنامه ايران و اسلام، ص ١٠٤٤، مراجعه كنيد. خليل بن احمد، دانشمند و اديب معروف قرن دوم هجرى مؤلف كتاب العين و آثار ارزنده ديگر و درگذشته ١٧٠ قمرى است. براى اطلاع بيشتر به الاعلام زركلى ص ٣٦٣، ج ٢، مراجعه فرماييد. ابو الفضل عباس بن فرج بصرى، معروف به رياشى، از لغوىها و نحوىهاى مكتب بصره، مقتول در ٢٥٧ قمرى. عباس بن احنف شاعر بزرگ دربار هارون الرشيد و درگذشته ١٩٢ قمرى است. اين حديث با ذكر سلسله اسناد در امالى صدوق، ص ٢٢٩ آمده است. م.
[٣]. در مورد اين آيه كه بخشى از آيه ششم سوره سيزدهم( رعد) است، قبلا مكرر توضيح داده شد و رك. به: صفحه ١٢٩ جلد ٣ مستدرك الصحيحين حاكم نيشابورى. م.