ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٩٦ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
من در بهشت است.[١] ابو سخيله مىگويد:[٢] پيش ابو ذر رفتم و گفتم: اى ابو ذر! عجيب غوغايى مى- بينم، مرا به چه كارى دستور مىدهى؟ گفت: به اين دو چيزى كه مىگويم مواظب باش. نخست كتاب خدا و دوم اين شيخ بزرگوار على بن ابى طالب كه من خودم از رسول خدا شنيدم، مىفرمود: اين مرد نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و نخستين كسى است كه روز قيامت با من مصافحه مىكند و او صديق اكبر و فاروقى است كه ميان حق و باطل را مشخص مىفرمايد.
و پيامبر ٦ فرمودهاند: شبى كه مرا به معراج بردند، ديدم بر يكى از پايههاى عرش نوشته شده است: «من پروردگارم. خدايى جز من وجود ندارد. بهشت عدن را به دست خود آفريدم. محمد برگزيده من از خلق است كه او را به على تأييد و يارى كردم.»[٣] امير المؤمنين ٧ فرمودهاند: رسول خدا ٦ مرا فرا خواندند و فرمودند به يمن بروم تا ميان ايشان را اصلاح كنم. گفتم: اى رسول خدا! آنان قومى بسيار و سالخوردهاند و من نوجوانى هستم كه از سن من چيزى نگذشته است. فرمودند:
چون از گردنه افيق[٤] گذشتى و به بالاى آن رسيدى با صداى بسيار بلند بگو: اى درختان و اى كلوخها و اى خاكها! محمد رسول خدا به شما سلام مىرساند. على مىفرمايد: چون به بالاى آن گردنه رسيدم و بر يمن مشرف شدم، ناگاه يمنيها را ديدم كه با نيزههايى كه به آن سرنيزه زده بودند و كمانهايى كه بر دوش گرفته بودند و شمشيرهاى برهنه، آهنگ من كردند. من به آواز بلند پيام رسول خدا ٦ را به درختان و خاكها و كلوخها ابلاغ كردم. ناگاه از همه درختان و خاكها و كلوخها بانگ برآمد كه بر محمد رسول خدا و بر تو درود و سلام باد و زمين به لرزه درآمد.
دست و پاى آن قوم به لرزه درآمد و سلاح از دست ايشان افتاد، و همگى شتابان
[١]. با ذكر سلسله سند و به همين گونه در صفحات ١٨٤ و ١٨٥ امالى صدوق همراه با ترجمه آمده است. م.
[٢]. نام اين شخص در مجمع الرجال قهپايى، ص ٤٦، ج ٧، آمده است و نامش عاصم بن طريف گفته شده است. م.
[٣]. با ذكر سلسله سند در صفحه ٢١٦ امالى صدوق همراه با ترجمه و در منابع اهل سنت در تاريخ بغداد، ص ١٧٣، ج ١١، و ذخائر العقبى، ص ٦٩، چاپ كاظمين، ١٩٦٧، آمده است. م.
[٤]. نام اين گردنه و چگونگى ضبط آن در معجم البلدان، ص ٣٠٧، ج ١، چاپ مصر، ١٩٠٦ ميلادى، آمده است. م.