ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٩٥ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
ذراع دورتر از لبه چشمه انداخت. مالك مىگويد: براى ما آبى شيرينتر از عسل و سردتر از يخ و رخشانتر از ياقوت پيدا شد. همگان از آن آشاميديم و چهار پايان خود را هم سيراب كرديم. سپس على ٧ سنگ را بر جاى خود نهاد و به ما دستور داد آن را با خاك انباشته كرديم و پوشانديم و حركت فرمود. اندكى كه رفتيم فرمود:
كداميك از شما جاى آن چشمه را مىداند؟ گفتيم همه ما. برگشتيم و آنچه جستجو كرديم از نظر ما پوشيده ماند و به هيچ روى آن را پيدا نكرديم. پنداشتيم كه امير المؤمنين سخت تشنه است، به اطراف رفتيم. ناگاه به صومعه راهبى رسيديم و نزديك آن رفتيم. به راهبى برخورديم كه از شدت پيرى و فرتوتى ابروهايش چشمهايش را پوشانده بود. به او گفتيم: آيا آب دارى كه سالار خود را سيراب كنيم؟
گفت: آبى دارم كه دو روز است آن را خوشگوار كردهام و آبى بد مزه آورد. گفتيم:
همين آب را دو روز است كه خوشگوار كردهاى؟ پس اگر از آبى كه سالار ما به ما آشاماند بياشامى چه مىگويى؟ و موضوع را براى او نقل كرديم. پرسيد: اين سالار شما پيامبر است؟ گفتيم: نه، ولى او وصى پيامبر است. او با آنكه نخست از ما بيم داشت، همراه ما شد و گفت: مرا نزد سالار خود ببريد. او را به حضور امير المؤمنين برديم. همين كه على ٧ او را ديد، فرمود: تو شمعونى؟ گفت: آرى، ولى اين نامى است كه مادرم مرا به آن نام نهاده است و كسى جز خداوند بر آن آگاه نبوده است و اكنون تو هستى كه از آن اطلاع دارى. چگونه از آن مطلع شدى؟ اكنون نشان امامت خود را تكميل كن تا من هم اعتقاد خويش را به تو تكميل كنم. امير المؤمنين فرمود: اى شمعون چه مىخواهى؟ گفت: نام و مشخصات اين چشمه را بگو. فرمود:
نامش را حوما و از چشمههاى بهشتى است كه از آن سيصد و سيزده وصى پيامبر آب نوشيدهاند و من آخرين آنان بودم كه اكنون از آن نوشيدم. راهب گفت: آرى من اين موضوع را همين گونه در انجيلها ديدهام و شهادتين بر زبان آورد و افزود كه گواهى مىدهم تو وصى محمد ٦ هستى و امير المؤمنين از آنجا حركت فرمود در حالى كه راهب پيشاپيش سپاه حركت مىكرد و چون به صفين رسيدند و صفها براى جنگ روياروى شدند، نخستين كس كه شهيد شد همين راهب بود. امير المؤمنين در حالى كه از چشمانش اشك مىريخت بر بالين راهب پياده شد و فرمود: آدمى با كسى مشحور مىشود كه او را دوست مىدارد. اين راهب روز قيامت همراه ما و رفيق