ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٩٠ - مجلس دهم، در ذكر فضائل على
من بزرگ خواهد شد و من به چيزى جز آمرزش تو آرزو نبستهام و جز به رضوان و خشنودى تو اميدوار نيستم.
اين صداى جان سوز مرا به خود متوجه كرد و از پى آن رفتم. ناگاه ديدم على بن ابى طالب است. خود را از او پوشيده داشتم تا مناجاتش را بشنوم و از جاى خود تكان نخوردم. على ٧ در آن دل شب نخست چند ركعت نماز گزارد و باز به دعا و تضرع و گريه روى آورد و شروع به بث و شكوى كرد و از جمله راز و نياز او با خداوند اين گفتار بود كه، پروردگارا! هر گاه به عفو تو مىانديشم گناهم بر من سبك مىشود و هر گاه به شدت سختگيرى تو مىانديشم گرفتارى و بلاى من سخت مى- شود. واى بر من اگر در كارنامه خويش گناهى را ببينم و بخوانم كه آن را فراموش كرده باشم و تو آن را به حساب آورده باشى و بگويى فرو گيريدش. واى، واى بر چنان گرفتارى كه عشيرهاش او را نمىتواند نجات دهد و قبيلهاش براى او سودى نمى- رساند و چون نامش را در زمره گنهكاران اعلان كنند فرشتگان بر او رحمت مى- آورند. اى واى از آتشى كه جگرها و كليهها را مىسوزاند و گوشت و پوست را مىكند و از ميان مىبرد. اى واى از فرو گرفتن شرارهيى از شرارههاى آتش. آنگاه على سخت گريست و ناگاه نه صدايى از او شنيدم و نه حركتى از او ديدم. با خود گفتم: از شدت بىخوابى و شب زنده دارى خواب بر او چيره شد و حال آنكه بايد هم اكنون او را براى نماز صبح بيدار كنم. ابو الدرداء مىگويد: خود را پيش او رساندم. ديدم همچون چوب خشكى به زمين افتاده است. حركتش دادم. ديدم هيچ تكان نمىخورد. آنچه كوشش كردم اثرى نكرد. گفتم: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. به خدا سوگند كه على بن ابى طالب درگذشته است. شتابان به سوى خانهاش حركت كردم كه به آنان خبر دهم. فاطمه ٧ فرمود: اى ابو درداء! داستان چگونه بود و چون گفتم، فرمود: اى ابو درداء! به خدا سوگند اين حالت غشى است كه از بيم خداوند او را فرا مىگيرد. مقدارى آب آوردند و بر چهرهاش زدند. به هوش آمد و به من نگريست كه مىگريستم. فرمود: اى ابو درداء! از چه مىگريى؟ گفتم: از آنچه تو بر سر خود مىآورى. فرمود: اى ابو درداء! پس چگونه خواهد بود آنگاه كه مرا براى حساب فرا خوانند و گنهكاران يقين به عذاب كنند و فرشتگان خشن و نگهبانان تندخو بر من گماشته شوند و من در پيشگاه ملك جبار بر پا باشم و دوستان مرا تسليم كرده باشند و همه اهل دنيا بر من رحمت آورند. در آن حال رحمت و دلسوزى تو بر من