ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٨ - مقدمه مترجم
او كه در خردسالى با يتيمى و تهى دستى و پاى پياده از دامغان به آستان مقدس رضوى پناه آورده بود، همه چيز خود را از ذره پرورى آن حضرت مىدانست و خداى را سپاس كه آن كودك بىپناه در اثر تابش پرتو ولايت توفيق يافت پنجاه سال از مدرسان طراز اول حوزه علميه مشهد باشد و علمش به زيور عمل آراسته و دلش از هر تعلقى پيراسته شود و به چيزى جز تدريس و تهذيب اخلاقى طلاب نينديشد.
خداى رحمت كند استاد بزرگوار ما مرحوم سيد الشعراء اميرى فيروز كوهى را كه در قصيدهيى ضمن بيان سرگذشت آن عزيز چه نيكو سروده است:
|
نز فلك يك گرده نانم در بساط |
نز جهان يك جرعه آبم در غدير |
|
|
علمجويان دادخواهان از سپهر |
جستم از خاك رضا ٧ تخت و سرير |
|
|
و آن قدر ماندم در آن درگه مقيم |
تا شد از خاك درش چشمم قرير |
|
|
جز وى و الطاف نامحدود او |
نيستم از هيچ كس منت پذير |
|
فراموش نمىكنم كه مكرر به اين بنده مىفرمود متون كهن در باره اهل بيت ترجمه شود كه نشان دهنده ولايت خالص سلف صالح است.
همچنين از دو برادر معظم خود حضرت استاد دكتر احمد و حضرت حجة الاسلام حاج شيخ محمد رضا مهدوى دامغانى ادام الله ايام افاضاتهما، سخت سپاسگزارم كه در رفع مشكلاتى كه به ذهنم رسيده و پرسيدهام مرا يارى دادهاند و چه بسا نارسايىها كه متوجه نبودهام بپرسم و خطاى آن بر عهده خود اين بنده است.
از اعضاى شركت نشر «نى» سپاسگزارم كه با گشادهرويى اين كار در سلسله كارهاى خود قرار دادهاند، خداوندشان توفيق بيشتر در نشر آثار دينى و علمى كرامت فرمايد.
اگر اندك خدمتى صورت گرفته است از مصاديق «اللهم ما بنا من نعمة فمنك وحدك لا شريك لك» است و هر گونه سهو و خطا سرزده از نفس گنهكار اين بنده است.
اميدوارم به چشم رضا و مرحمت مقبول پيشگاه اهل بيت عصمت و طهارت قرار گيرد كه
|
لا يستطيع جواد كنه جودهم |
و لا يدانيهم قوم و ان كرموا |
|
|
يستدفع الشر و البلوى بحبهم |
و يسترب به الاحسان و النعم |
|
كمترين بنده درگاه نبوى، محمود مهدوى دامغانى مشهد مقدس رضوى پنجشنبه، بيستم جمادى الثانيه ١٤٠٧ قمرى (ميلاد فرخنده حضرت زهرا سلام الله عليها)، برابر ٣٠ بهمن ١٣٦٥ خورشيدى و ١٩ فوريه ١٩٨٧ ميلادى.