ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٧٣ - مجلس نهم، در ذكر امامت و امامت على و فرزندانش
پيامبر ٦ به على ٧ فرمودند: اى على! منزلت و نسبت تو به من چون منزلت هبة الله شيث به آدم و سام به نوح و اسحاق به ابراهيم و هارون به موسى و شمعون به عيسى است، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست. اى على! تو وصى و خليفه منى و هر كس وصايت و خلافت ترا انكار كند از من نيست و من هم از او نيستم و خود روز رستاخيز دشمن اويم. اى على! تو از همه امت من در فضل برترى و پيش از همهشان مسلمانشدهاى و دانش تو از همهشان بيشتر و بردبارى تو از همه افزونتر و قلب تو از همه شجاعتر و كف تو از همه بخشندهتر است. اى على! تو پس از من امام و امير و صاحب و وزيرى و ميان امت من براى تو مانندى نيست. اى على! تو تقسيمكننده بهشت و دوزخى با دوستى تو نيكان از تبهكاران شناخته مىشوند و ميان بدان و گزيدگان و مؤمنان و كافران تميز داده مىشود.[١] پيامبر ٦ فرمودهاند: امامان پس از من دوازده تن هستند. نخستين ايشان تويى و آخر ايشان قائم است كه خداى تعالى به دست او خاوران و باختران زمين را مىگشايد.[٢] امام باقر ٧ فرموده است: گروهى از يهوديان مسلمان شدند كه از جمله ايشان عبد الله بن سلام و اسد و ثعلبه و ابن يامين و ابن صوريا بودند. آنان به حضور پيامبر آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! موسى ٧ به يوشع بن نون وصيت كرد. وصى شما و ولى ما پس از شما كيست؟ اين آيه نازل شد: «هر آينه ولى شما خداوند و رسول اوست و كسانى كه ايمان آوردند. آنان كه نماز را بر پا مىدارند و در حالى كه در ركوع هستند زكات (صدقه) مىپردازند.» آنگاه پيامبر ٦ به آنان فرمود برخيزند. برخاستند و به سوى مسجد آمدند. در همان حال فقيرى از مسجد بيرون آمد. پيامبر پرسيدند: اى مرد! آيا كسى به تو چيزى داد؟ گفت: آرى، اين انگشترى را به من دادند. رسول خدا پرسيدند: چه كسى آن را به تو داد؟ گفت: اين مرد كه در حال نماز گزاردن است. پيامبر پرسيدند: در چه حالى به شما اين انگشترى را داد؟
گفت: در حال ركوع بود. پيامبر ٦ تكبير فرمود و اهل مسجد تكبير گفتند و
[١]. اين حديث هم با سلسله اسناد از امام صادق٧ در صفحه ٤٦ ترجمه امالى صدوق آمده است. م.
[٢]. با ذكر سلسله اسناد در كمال الدين و عيون اخبار الرضا و امالى صدوق و به نقل از اين سه كتاب در صفحه ٢٢٦ جلد ٣٦ بحار الانوار، چاپ دار الكتب الاسلاميه آمده است. م.