ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٥٨ - مجلس نهم، در ذكر امامت و امامت على و فرزندانش
تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ.» (اى پيامبر! آنچه از خدا بر تو نازل شد برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت او را نكردهاى و خداى ترا از مردم محفوظ خواهد داشت.) اى گروه مردم! اينك من در تبليغ آنچه خداوند بر من نازل فرمود كوتاهى نكردم و من براى شما سبب نزول اين آيه را بيان مىكنم. بدانيد كه جبرئيل ٧ سه بار به حضور من آمد و از سوى پروردگار من كه اصل و مايه سلام است به من امر كرد كه در چنين اجتماعى بپا خيزم و به همه افراد، سياه و سپيد، اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر و جانشين و وصى و امام بعد از من است. يعنى كسى كه منزلت و محل او نسبت به من، منزلت و محل هارون نسبت به موسى است، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست. و همانا پس از خدا و رسول خدا على ولى شماست و همانا كه خداوند تبارك و تعالى در اين مورد آيهيى از قرآن را بر من نازل فرمود كه در آن مىفرمايد:
«همانا و به تحقيق ولى شما خدا و رسول خدا و كسانى هستند كه ايمان آورده و نماز را بر پا مىدارند و در حالى كه در ركوع هستند صدقه و زكات مىدهند.»[١] و على بن ابى طالب نماز را بر پا مىداد و در حالى كه در ركوع بوده صدقه پرداخته است و در همه حال فقط خداى عز و جل را اراده كرده است و مىكند. من از جبرئيل خواستم كه از خداوند تقاضا كند مرا از تبليغ اين موضوع به شما معاف فرمايد، زيرا مىدانم كه مؤمنان اندكند و منافقان بسيارند و گنهكاران در اين كار فرومايگى مىكنند و مسخرهكنندگان به اسلام در كمين نشستهاند، همآنانى كه خداوند آنان را در كتاب خود چنين توصيف فرموده است:
«آنان به زبانهاى خود چيزى مىگويند كه در دلهايشان نيست و آن را سبك مىپندارند و حال آنكه در نزد خدا گناهى بزرگ است.»[٢] و همانا مكرر و چند بار مرا آزار دادهاند، تا آنجا كه مرا گوش نام نهادند و مىپنداشتند اين كار آنان اهميتى ندارد كه همواره ملازم منند و من هم به آنان توجه دارم، تا آنكه سرانجام خداوند متعال در
[١]. آيه ٥٥ از سوره پنجم( مائده)، و براى اطلاع از نظر مفسران بزرگ اهل سنت چون فخر رازى و زمخشرى و طبرى و سيوطى و واحدى و گروهى از محدثان ايشان كه متفقا شأن نزول اين آيه را در مورد امير المؤمنين على٧ دانستهاند، رك. به: استاد محترم سيد مرتضى فيروزآبادى، فضائل الخمسه، ص ١٣، ج ٢. م.
[٢]. مأخوذ از آيه ١٥ سوره بيست و چهارم( نور) است. در اصل آيه، افعال به صورت مخاطب مذكر است و در متن به صورت مغايب بكار رفته است. م.