ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٥٣ - مجلس نهم، در ذكر امامت و امامت على و فرزندانش
از امام باقر ٧ روايت شده است كه پيامبر ٦ از مدينه آهنگ حج گزاردن كرد و در آن هنگام همه احكام شرعى جز حج و ولايت را بر قوم خود ابلاغ فرموده بود. در اين هنگام جبريل به حضورش آمد و گفت: اى محمد! خدايت سلام مى- رساند و مىفرمايد: من هيچ يك از پيامبران و فرستادگان خويش را قبض روح نمى- كنم مگر پس از آنكه دين خود را به حد كمال برساند و حجت و برهان خويش را تأكيد كنم و از اين دين دو چيز بر عهده تو باقى مانده است كه بر قوم خود ابلاغ كنى و برسانى، فريضه حج و فريضه ولايت و اينكه خليفه پس از تو كيست و من هيچ گاه زمين خود را از حجت خالى نگذاشته و هرگز آن را خالى نخواهم گذاشت و اكنون خدايت فرمان مىدهد كه به قوم خود ابلاغ كنى براى حج آماده شوند و خودت حج بگذارى و هر كس كه از شهرنشينان و ساكنان حومه و اعراب اطراف مىتوانند حج بگذارند با تو همراه باشند تا مراسم حج را هم به آنان بياموزى، همان گونه كه نماز و زكات و روزه و احكام آنها را به ايشان آموختهاى و مردم را در اين دو مسأله هم چنان آموزش دهى كه موارد ديگر دين را آموزش دادهاى.
منادى پيامبر ٦ ميان مردم ندا داد كه همانا رسول خدا آهنگ حج دارد تا مراسم و اعمال آن را به شما آموزش دهد و همان گونه كه از ديگر احكام دين شما را آگاه كرده است، از اين هم آگاه فرمايد. و چون پيامبر ٦ بيرون آمد مردم هم بيرون آمدند و گوش به سخنان ايشان دادند و به اعمال آن حضرت مىنگريستند و همچون ايشان رفتار مىكردند. شمار همراهان پيامبر ٦ كه در حج شركت كردند، از مردم مدينه و حومه و ديگر اعراب، حدود هفتاد هزار يا بيشتر بودند، به شمار همراهان موسى ٧ كه از ايشان براى هارون بيعت گرفت. و در واقع تلبيه گفتن و احرام بستن در تمام فاصله مدينه تا مكه پيوسته بود، و چون رسول خدا ٦ در عرفات وقوف فرمود، جبرئيل به حضورش رسيد و گفت: اى محمد! خداى عز و جل سلامت مىرساند و مىفرمايد: همانا مرگ تو نزديك و مدت عمرت سپرى شده است و من ترا به چيزى كه از آن چاره و گريزى نيست پيش مىبرم. اكنون وصيت خويش فراهم ساز و آنچه از علوم و ميراث علوم پيامبران پيش از تو و سلاح و تابوت سكينه نزد تو هست و همه آيات پيامبران پيشين را به وصى و خليفه بعد از خودت تسليم كن كه او حجت بالغه من بر مردم است و او على بن ابى طالب ٧ است و او را براى مردم به اين سمت منصوب كن و از او عهد و پيمان لازم را بگير