ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٤٧ - مجلس هشتم، درباره چگونگى اسلام آوردن على
امير المؤمنين ٧ فرموده است پيامبر ٦ به من فرمودند: مرا بر دوش بگير (بگذار پاى روى شانهات بگذارم) بتها را از كعبه بيرون بريزم. من ياراى اين كار را نداشتم. پيامبر مرا بر دوش خود گرفتند و در آن حال اگر مىخواستم به آسمان برسم، مىتوانستم.[١] عيسى بن سوادة بن جعد از قول محمد بن منكدر و ربيعة بن ابى عبد الرحمن و ابو حازم مدنى و كلبى نقل مىكند كه همگان مىگفتهاند: نخستين انسان كه به پيامبر ٦ ايمان آورده، على بوده است. كلبى مىگويد: در آن هنگام على نه ساله بوده است. ابن اسحاق مىگويد: نخستين انسان مذكر كه به پيامبر ايمان آورده و همراه آن حضرت نماز گزارده و آنچه را كه از جانب خداوند آورده تصديق كرده است، على بن ابى طالب ٧ است كه در آن هنگام ده ساله بوده است. مجاهد و جابر هم مىگويند:
پيامبر ٦ روز سه شنبه نماز گزارد، و گفته شده است على ٧ در چهارده سالگى يا يازده سالگى يا دوازده سالگى مسلمان شده و هنگامى كه به مدينه هجرت كرده است بيست و چهار ساله بوده است.[٢] ابو ايوب انصارى مىگويد: رسول خدا فرمودند:
فرشتگان هفت سال بر من و بر على درود مىفرستادند، زيرا در آن مدت مردى جز او با من نماز نمىگزارد.[٣] ابن عباس در مورد اين گفتار خداوند كه مىفرمايد: «و پيشىگيرندگان از همه بر اسلام، آنان به حقيقت مقربان درگاهند.»[٤] گفته است شأن نزول آن در باره على ٧ است.
محمد بن اسحاق با اسناد خود از عفيف نقل مىكند كه مىگفته است: من مرد بازرگانى بودم و عباس بن عبد المطلب از دوستان من بود و او براى خريد عطر به يمن مىآمد كه عطر لازم براى ايام موسم حج را فراهم كند. من در دوره جاهلى و به هنگام مراسم حج به مكه آمدم و ميهمان عباس بن عبد المطلب بودم. همين كه خورشيد برآمد،
[١]. اين روايت را ابو بكر بيهقى هم از ابى مريم، از قول على٧ نقل كرده است. رك.
به: صفحه ٧٧ جلد ٣٨ بحار الانوار كه روايات ديگرى هم در اين مورد از كتب اهل سنت آورده است. م.
[٢]. رك. به: سيره ابن هشام، ص ٢٦٢، ج ١، چاپ ١٣٥٥ قمرى و به صفحه ١٧٩ جلد اول ترجمه نهاية الارب به قلم اين بنده. م.
[٣]. رك. به: بحار الانوار صفحه ٢٠٤، جلد ٣٨. م.
[٤]. رك. به: طبرسى، مجمع البيان، ص ٢١٥، ج ٩ و ١٠، چاپ بيروت و هم به صفحه ٢٠٥ جلد ٣٨ بحار الانوار و به صفحه ٦٥ جلد ٥ و ٦ مجمع البيان. م.