ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٤ - مقدمه مترجم
تصاعد نمود.»[١] زامباور در كتاب معجم الانساب شروع وزارت شهاب الاسلام را پانصد و سيزده هجرى مىداند[٢] ولى بايد سخن بندارى را صحيحتر دانست. راوندى در راحة الصدور و ابن تغرى بردى در النجوم الزاهرة از شروع وزارت او چيزى نگفتهاند و مانعى ندارد كه او پيش از شروع وزارت خود فتوى به قتل فتال داده باشد و ظاهرا رياست مذهبى نيشابور با او بوده است.
به نقل خليفه نيشابورى در صفحه ١٥٢ تلخيص تاريخ نيشابور، آرامگاه فتال در جلو گورستان حيره نيشابور و معروف بوده است.[٣]
آثار و مؤلفات فتال:
دو كتاب «التنوير في معانى التفسير» و «روضة الواعظين» در بيشتر كتابهايى كه شرح حال فتال در آنها آمده، براى او ثبت شده است. در كتابهاى فهرست هم اين هر دو كتاب بدون هيچ گونه ترديدى به او نسبت داده شده است. مثلا بغدادى در ايضاح المكنون و عمر رضا كحاله در معجم المولفين و مرحوم آقا بزرگ تهرانى در الذريعه هر دو كتاب را آوردهاند.
ابن شهر آشوب در مناقب، كتاب ديگرى به نام مونس الحزين را از مؤلفات فتال مىداند و يكى از مناقب حضرت امام حسن مجتبى ٧ را از آن نقل كرده است و مرحوم علامه مجلسى هم در بحار آن را آورده است. مرحوم محدث قمى هم در تجديد نظرى كه ضمن شرح حال فتال در فوايد الرضويه فرموده، اين موضوع را آورده است.[٤] كتاب «التنوير في معانى التفسير» از جمله تفاسير ارزشمند شيعه بوده و معلوم مى- شود در همان قرن ششم بسيار مشهور بوده است، زيرا عبد الجليل قزوينى رازى در كتاب النقض كه حدود پنجاه سال پس از وفات فتال تأليف شده است آن را در رديف تبيان شيخ طوسى و مجمع البيان طبرسى مىشمرد.[٥] متاسفانه از اين كتاب نشانى در دست نيست و ظاهرا از ميان رفته است.
روضة الواعظين:
فتال در مقدمه خود نام كامل اين كتاب را «روضة الواعظين و بصيرة المتعظين» آورده است و آنچه در پايان جلد اول چاپ قم و نجف آمده است ظاهرا تصرف نسخه- نويسان است.
اين كتاب كه خوشبختانه از دستبرد روزگار محفوظ مانده و مكرر هم در ايران و عراق چاپ شده، از جمله مراجع و مصادر مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار است و
[١]. دستور الوزراء، چاپ مرحوم سعيد نفيسى، ص ١٨٩.
[٢]. معجم الانساب و الاسرات. ص ٣٣٦.
[٣]. نام اين گورستان مكررا در تاريخ نيشابور« الحلقه الاولى من تاريخ نيسابور المنتخب من السباق» آمده است لطفا به فهرست آن مراجعه شود.
[٤]. مناقب، ص ٨، ج ٤ و بحار الانوار، ص ٣٢٧، ج ٤٣.
[٥]. النقض، ص ١٩٣، چاپ مرحوم آقاى سيد جلال الدين محدث ارموى.