ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٣٤ - مجلس هفتم، درباره تولد امير المؤمنين على
يزيد بن قعنب مىگويد: همراه عباس بن عبد المطلب و گروهى از خاندان عبد العزى كنار كعبه نشسته بوديم كه فاطمه دختر اسد، مادر امير المؤمنين، در حالى كه نه ماهه به على ٧ آبستن بود آمد و او را درد زايمان گرفته بود. فاطمه گفت:
پروردگارا! من به تو و به فرستادگان و كتابهاى ايشان مؤمنم و گفتار نياى بزرگوار خودم ابراهيم خليل ٧ را تصديق مىكنم و او اين خانه عتيق را ساخته است.
پروردگارا! ترا سوگند مىدهم به حق كسى كه اين خانه را ساخته است و به حق اين مولود كه در شكم دارم، زايمان مرا بر من آسان فرماى.
يزيد بن قعنب مىگويد:[١] ما خود ديديم كه پشت خانه كعبه شكافته شد و فاطمه دختر اسد وارد كعبه شد و از چشمهاى ما پوشيده ماند و ديوار كعبه به هم برآمد.
آنچه كوشيديم كه قفل در كعبه گشوده شود، گشوده نشد. دانستيم كه اين به فرمان خداى عز و جل است. پس از روز چهارم از كعبه بيرون آمد و على ٧ در دستش بود و گفت: من بر همه زنان پيش از خود برترى يافتم، زيرا آسيه دختر مزاحم (يعنى همسر مؤمن فرعون. م.) خداى را پوشيده و به اضطرار عبادت كرد و مريم دختر عمران درخت خرماى خشكيده را به دست خود به سوى خويش كشيد و از آن خرماى تازه و رسيده خورد و حال آنكه من وارد كعبه شدم و از ميوهها و خوراكيهاى بهشت خوردم و چون خواستم بيرون آيم، سروشى بر من بانگ زد كه اى فاطمه! او را على نام بگذار كه او على و خداوند على اعلى است، و نام او را از نام خود مشتق ساختم و به ادب خود او را ادب و به امور پوشيدهيى از علم خود آگاهش كردم. و او همان كسى است كه بتها را در خانه من مىشكند و بر فراز خانهام اذان مىگويد و مرا تقديس و تمجيد مىكند. خوشا به حال آن كس كه او را دوست بدارد و فرمان برد و واى بر كسى كه او را دشمن بدارد و نافرمانى كند[٢].
جابر بن عبد الله انصارى مىگويد: از رسول خدا ٦ در باره تولد امير المؤمنين
[١]. به شرح حال اين شخص دسترسى پيدا نكردم. ضمنا به اطلاع خوانندگان ارجمند مىرساند كه موضوع تولد حضرت على٧ در كعبه، در كتب اهل سنت، در صفحه ٤٨٣ جلد سوم مستدرك الصحيحين حاكم نيشابورى و صفحه ١٠ تذكرة الخواص سبط ابن جوزى و صفحه ٣٠ فصول المهمه ابن صباغ مالكى و صفحه ٦٩ نور الابصار شبلنجى آمده است. م.
[٢]. در علل الشرائع، معانى الاخبار و امالى صدوق و به نقل از آنها در صفحه ٩ جلد ٣٥ بحار الانوار، چاپ دار الكتب الاسلاميه آمده است. م.