ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٢٧ - مجلس ششم، درباره رحلت سرور ما محمد مصطفى
مرگ است كه از تو اجازه ورود مىخواهد. از هيچ كس پيش از تو اجازه نگرفته است و از هيچ كس پس از تو اجازه نخواهد خواست. رسول خدا فرمود: به او اجازه ورود بده و جبريل ٧ به فرشته مرگ اجازه ورود داد. او درآمد و برابر پيامبر ايستاد و گفت:
اى احمد! همانا خداوند متعال مرا پيش تو فرستاده است و به من فرمان داده است در آنچه تو مىگويى فرمانبردار باشم. اگر خود فرمان دهى كه جانت بازستانم، باز خواهم ستد و اگر ناخوش داشته باشى اين كار را رها خواهم كرد. پيامبر فرمودند:
اى فرشته مرگ آيا چنين مىكنى؟ گفت: آرى به من فرمان داده شده است كه به هر چه فرمان دهى فرمانبردار باشم. در اين هنگام جبريل گفت: اى احمد! خداى عز و جل مشتاق ديدار تو است. شيخ امام و سيد[١] مىگويد: يعنى خداوند اراده فرموده است كه در بهشت باشى. و پيامبر ٦ به فرشته مرگ فرمود: كار خود را انجام بده. جبريل گفت: اين آخر بار است كه پاى بر زمين مىنهم كه همانا تمام نياز من از جهان تو بودى.
و چون رسول خداى كه درودها و سلامهاى پروردگار بر او و عترت پاكش باد رحلت فرمود و جان پاكش به جنان پر كشيد. آواى تسليتى شنيدند و شخص آن را نمىديدند و چنين مىگفت: «درود و رحمت خدا بر شما باد.[٢] همه كس چشنده مرگ است و همانا پاداشهاى خود را روز رستاخيز دريافت مىداريد. همانا خداى خود بهترين تسكين از هر سوگ و سوگوارى است و بهترين جانشين هر نابودشونده و بهترين جبران هر چيزى است كه از دست برود. به خداوند اعتماد كنيد و از او اميد داشته باشيد كه مصيبت زده و سوگوار كسى است كه از پاداش محروم گردد و سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما باد.» امير المؤمنين فرمود: آيا مىدانيد اين تسليت دهنده كيست؟ اين خضر ٧ است.[٣] ابن عباس گفته است: در بيمارى پيامبر كه يارانش حضور داشتند، عمار بن
[١]. منظور سيد مرتضى علم الهدى، درگذشته ٤٣٦ هجرى است. م.
[٢]. در طبقات ابن سعد پس از اين« اى اهل بيت» هم آمده است. م.
[٣]. اين روايت به طور كامل در طبقات ابن سعد، صفحه ٤٨، جلد دوم، بخش دوم، از قول امام صادق٧ آمده است و هم در امالى شيخ صدوق و به نقل از آن در صفحه ٥٠٤ جلد ٢٢ بحار، چاپ دار الكتب آمده است. م.