ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٢٠ - مجلس پنجم، در تولد پيامبر
بهشت بود، شما كجا بوديد؟ فرمود: در پشت (صلب) او بودم و آنگاه كه در پشت پدر خود نوح بودم، همراه او سوار كشتى بودم و چون پدرم ابراهيم ٧ را در آتش افكندند، بر پشت او بودم. هرگز هيچ يك از نياكان من ازدواج بر خلاف شرع و آيين نكردهاند و همواره خداوند متعال مرا از پشتهاى پاكيزه به رحمهاى پاكيزه و پاك منتقل فرموده و همواره راهنما و رهنمون بودهام، تا آنكه خداوند متعال از من پيمان پيامبرى گرفت و ميثاق مرا براى اسلام استوار فرمود و همه صفات مرا روشن فرمود و نام مرا در تورات و انجيل ثبت كرد و مرا به آسمان خود برد و براى من نامى از نام خود مشتق ساخته است. امت من ستايشگرانند، صاحب عرش محمود است و من محمدم.[١] ليث بن سعد[٢] مىگويد: به كعب الاحبار در حضور معاويه گفتم: شما تولد پيامبر ٦ را چگونه ديدهايد و آيا براى خاندان (عترت) آن حضرت فضيلتى يافتهايد؟ كعب نخست به معاويه نگريست تا ببيند او چه مىخواهد.[٣] خداوند چنين به زبان معاويه آورد كه گفت: اى ابو اسحاق! آنچه مىدانى بگو. كعب گفت: من هفتاد و دو كتاب و صحيفه را كه همه از آسمان نازل شده است خواندهام و تمام صحيفههاى دانيال را هم خواندهام و در همه آنها موضوع ولادت رسول خدا و ولادت عترت آن حضرت آمده است. نام رسول خدا شناخته شده و مشهور است و هيچ كس پيامبر از مادر زاده نشده و فرشتگان بر او نازل نشدهاند مگر عيسى و احمد كه سلام و درودهاى خداوند بر آن دو باد و بر هيچ آدمى پردههاى بهشتى زده نشده است مگر بر مريم و آمنه و فرشتگان بر هيچ زنى كه باردار شود گماشته نشدهاند مگر بر مريم و آمنه و يكى از نشانههاى باردارى آمنه اين است كه چون آبستن شد سروشى در آسمانهاى هفتگانه ندا داد: مژده باد كه نطفه احمد ٦ بسته شد و در
[١]. براى اطلاع بيشتر از اين روايت و نظاير آن به صفحات ١٠ تا ٢٢ جلد ١٥ بحار الانوار مراجعه فرماييد. م.
[٢]. به شرح حال اين شخص دسترسى پيدا نكردم. بدون ترديد اين شخص نمىتواند ليث بن سعد فهمى، متولد ٩٤ و درگذشته ١٧٥ هجرى باشد، چون كعب در ٣٢ درگذشته است، و هيچ يك از ليثهايى هم كه ذهبى در ميزان الاعتدال آورده است، منطبق با اين شخص نيست. م.
[٣]. اين كعب كه به كعب الاحبار هم معروف است از علماى بزرگ يهود است كه به روزگار ابو بكر مسلمان شد و در سال ٣٢ هجرى در شام درگذشت. م.