ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١١٨ - مجلس پنجم، در تولد پيامبر
رستاخيز است كه آن را از اهل كتاب مىشنيديم. عمرو بن اميه[١] كه از داناتر مردم دوره جاهلى بود، گفت: بنگريد، اگر ستارگانى كه موجب راهنمايى و شناختن تابستان و زمستان از يك ديگرند سقوط مىكنند، نشانه نابودى همه چيز است و اگر آن ستارگان پايدارند و ستارههاى ديگرى به صورت شهاب درمىآيد، كار تازهيى رخ داده است. سحرگاه تولد پيامبر ٦ تمام بتها به روى خود درافتاده و باژگون شدند و ايوان كسرى در آن شب شكست برداشت و چهارده كنگره آن فرو ريخت.
درياچه ساوه خشك شد و آتشكدههاى فارس كه هزار سال پيوسته روشن بود خاموش شد و موبد موبدان آن شب در خواب ديد كه شتران سخت كوش و تناور اسبهاى عربى را يدك مىكشند و از رودخانه دجله گذشتند و در سرزمين آنان پراكنده شدند.
طاق ايوان كسرى هم از وسط شكست خورد و دجله طغيان كرد[٢] و در آن شب نورى از جانب حجاز پراكنده و به سوى خاور كشيده شد و به خاوران رسيد. تمام تختهاى پادشاهان جهان در آن شب باژگونه شد. زبان پادشاه آن روز بند آمد و نمىتوانست سخن بگويد. علم جادوگران از ايشان گرفته شد و سحر ساحران باطل گرديد و هيچ زن كاهنهيى در عرب باقى نماند مگر اينكه همزادش از او در حجاب قرار گرفت و قريش ميان عرب بزرگ و به آل الله معروف شدند. امام صادق ٧ مىفرمايد: به آنان از اين جهت كه در بيت الله الحرام بودند آل الله مىگفتند.
آمنه مىگويد: به خدا سوگند چون فرزندم متولد شد، دستها را بر زمين نهاد و سرش را به سوى آسمان بلند كرد و به آن نگريست و نورى از من سر زد كه همه چيز را روشن ساخت و در همان نور شنيدم سروشى مىگفت: همانا كه تو سرور مردم را زاييدى. او را محمد نام بگذار. آنگاه نوزاد را پيش عبد المطلب آوردند كه ببيند و سخنان آمنه به اطلاع او رسيده بود، كودك را در دامن خود نهاد و اين ابيات را خواند: «سپاس خداوندى را كه به من اين پسر فرخنده و پاكيزه سرشت را عنايت فرمود، كه در گهواره هم بر كودكان سرورى و برترى دارد.»
[١]. ظاهرا عمرو بن اميه ضمرى درگذشته ٦٧٥ ميلادى است. اين شخص در جنگ بدر اسير و بعدها مسلمان شده است. م.
[٢]. براى دجله در متن صفت عوراء يا غوراء هم آمده است كه مرحوم علامه مجلسى در بحار توضيح دادهاند و ياقوت حموى مىگويد: يعنى دجله در منطقه بصره. م.