ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١١٥ - مجلس پنجم، در تولد پيامبر
مىخواندند و چون منبر ساخته شد و پيامبر ٦ براى خطبه به منبر رفتند آن ستون چنان ناله كرد كه ماده شتر ناله مىكند و پيامبر ٦ آن را در برگرفتند و آرام گرفت. محمد بن ابى طلحه عونى چنين سروده است:[١] «درود بر راهنماى همه جهانيان و آخرين پند دهندگان و سلام بر نگهبان پاك و پاكيزه. سلام و روح و ريحان و آسايش بر آن رايت برافراخته دين باد كه تاج افتخار بر سر دارد و سلام بر درياى خرد و اقيانوس انديشه و سلام بر آن كس كه فرشتگان و آيتها و پندها بر او نازل مىشدند.»
مجلس پنجم در تولد پيامبر صلوات الله عليه
ابو طالب از قول عبد المطلب نقل مى كرده كه چنين مىگفته است: در حالى كه در حجر اسماعيل خفته بودم خوابى ديدم كه مرا ترساند. پيش كاهنه قريش آمدم در حالى كه روپوش خز بر تن داشتم و گيسوانم به دوشهايم مىرسيد. چون آن زن به چهره من نگريست، در چهرهام ناراحتى ديد. او درست نشست و من در آن هنگام سرور قوم خود بودم. پرسيد: بر سالار عرب چه رسيده است كه چهرهاش دگرگون است؟
آيا از پيشامدهاى روزگار به او بيمى رسيده است؟ گفتم: آرى دوش در حالى كه در حجر اسماعيل خفته بودم، خواب ديدم كه گويى درختى از پشت من روييد كه سرش به آسمان رسيد و شاخههاى آن خاور و باختر را فرو گرفت و ديدم پرتوى از آن سر زد كه شايد هفتاد برابر پرتو خورشيد بود و چنان ديدم كه عرب و عجم براى آن درخت پيشانى بر خاك نهادند و فروتنى كردند و هر روز بر پرتو آن افزوده مىشود. و ديدم گروهى از قريش مىخواهند آن را قطع كنند و همين كه نزديك آن مىرسند، جوانى كه از همگان خوش چهرهتر و نيكو لباستر است آنان را مىگيرد و پشت ايشان را در هم مىشكند و چشمهايشان را بيرون مىكشد. من دست دراز كردم كه به شاخهيى از آن دست آويزم. همان جوان بر من فرياد كشيد كه دست نگهدار! براى تو از اين درخت بهرهيى نيست. گفتم: اين درخت كه از من است، بهره آن براى كيست؟ گفت:
بهرهاش براى آنان است كه به آن آويختهاند و به زودى به سوى آن باز مىآيند. من
[١]. به نام اين شاعر و شرح حالش در معجم مرزبانى و الشعر و الشعراى ابن قتيبه و المحمدون من الشعراى قفطى و اعلام زركلى بر نخوردم. راهنمايى اهل فضل موجب سپاس است. م.