ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١١٤ - مجلس چهارم، در نبوت
دميد و به فرمان خداوند آن تنديس گلى به پرواز درآمد و پيامبر ٦ هم روز خندق سنگى در دست گرفت كه از آن آواى تسبيح و تقديس شنيديم و سپس به آن سنگ فرمود شكافته شو و به سه قطعه شد كه از هر قطعه همچنان آواى تسبيح و تقديس شنيده مىشد و آواى هر يك با ديگرى تفاوت داشت.
و روزى در بطحاى مكه به درختى پيام داد و درخت پاسخ داد، در حالى كه هر شاخه آن تسبيح و تقديس و تهليل خاص داشت. سپس به آن درخت فرمان داد به دو نيم شو و دو نيم شد و باز فرمود پيوسته شو و پيوسته شد. آنگاه فرمود در مورد پيامبرى من گواهى ده و گواهى داد و فرمود به جاى خود بازگرد و درخت به جاى خود برگشت، در حالى كه تسبيح و تقديس و تهليل مىكرد. جاى اين درخت در محله قصابهاى مكه بود و اين حديث طولانى است و ما بخشى از آن را نقل كرديم.[١] ديگر از معجزات آن حضرت شكافته شدن ماه است كه چون از ايشان خواستند آن را انجام داد و قرآن اين معجزه را بيان داشته و فرموده است: «قيامت (يا قيام رسول خدا) نزديك آمد و ماه آسمان شكافته شد و اگر كافران آيت بزرگى هم ببينند، باز روى برمىگردانند و مىگويند جادوگرى مستمرى است و رسول خدا را تكذيب كردند و از هواهاى نفس خود پيروى كردند و هر امرى را عاقبت مقرى خواهد بود. و به تحقيق كه آياتى كه در آن مايه عبرت از گناه است به شما رسيد، حكمت بالغه خداوند است و از اين پس پند و اندرز سودى نخواهد داشت.»[٢] پيامبر ٦ با انگشت خويش به ماه اشاره فرمود و ماه دو نيمه شد. ولى كافران قريش همچنان ستيزه كردند و گفتند: جادويى مستمر است.
ديگر از معجزات رسول خدا اين است كه كنار يكى از ستونها خطبه
[١]. اين حديث طولانى كه گفتگو و محاجه مردى يهودى با امير المؤمنين على٧ است در كتاب احتجاج احمد بن على طبرسى از دانشمندان قرن ششم و به نقل از آن در صفحات ٢٧٣ تا ٢٩٨، جلد ١٧، بحار الانوار مجلسى، چاپ دار الكتب الاسلاميه آمده است و براى اطلاع بيشتر از معجزاتى كه در اين حديث آمده است، در منابع عامه به بحث مستوفاى نويرى در نهاية الارب، صفحات ٣٠٢ تا ٣٤٩، جلد ١٨ متن عربى و ترجمه فارسى آن به قلم اين بنده و در منابع خاصه به بحث صفحات ١٥٩ تا ٤٢٢ جلد ١٧ بحار مراجعه فرماييد. م.
[٢]. آيات ١ تا ٥ سوره پنجاه و چهارم( قمر) و به صفحات ٤٤٠ تا ٤٤٢ جلد ٩ تفسير تبيان شيخ طوسى مراجعه فرماييد. م.