ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١١١ - مجلس چهارم، در نبوت
ايشان فرمود: از اين بخوريد و خوردند و سپس دستور داد خون بگيرند.[١] همچنين امير المؤمنين فرموده است: خداوند متعال به فرشتگان دستور داده است، بر آدم سجده كنند، در آنجا كه مىفرمايد: «و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كردند.»[٢] و حال آنكه براى پيامبر ما مىفرمايد: «همانا و به تحقيق كه خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند. اى كسانى كه گرويدهايد بر او درود فرستيد و سلام دهيد، سلام دادنى (تسليم فرمان او باشيد).»[٣] و باز در باره آدم مىفرمايد: «پس آدم از خداى خود كلماتى آموخت و خدايش توبه او را پذيرفت.»[٤] و حال آنكه در مورد پيامبر ما مىفرمايد: «براى آنكه خداوند همه گناهان گذشته و آينده ترا براى تو بيامرزد.»[٥] و خداوند ادريس پيامبر ٧ را به جايگاهى بلند بر آورده است و در مورد پيامبر ما فرموده است: «و نام نكوى ترا در جهان بلند كرديم.»[٦] و خداوند به ادريس ٧ پس از وفاتش از خوراكيهاى تحفه بهشت عنايت فرمود و حال آنكه به محمد ٦ در همين جهان و در زندگانى او از خوراك بهشت عطا فرمود، و چنان بود كه جبريل ٧ جامى از بهشت براى او آورد كه در آن تحفه بهشتى بود. آن جام و آن خوراك لا اله الا الله مىگفتند و آن خوراك در دست پيامبر ٦ همچنان لا اله الا الله مىگفت و پيامبر هم تسبيح و تحميد و تكبير گفت و آن را به اهل بيت خود داد كه همچنان لا اله الا الله مىگفتند. پيامبر خواستند از آن خوراكى به برخى از ياران خود بدهند، جبريل آن را گرفت و گفت: خودت بخور كه تحفه بهشتى است و خداوند آن را به تو ارزانى فرموده است و سزاوار نيست مگر براى پيامبر يا وصى پيامبر، و رسول خدا ٦ از آن خوردند و ما هم خورديم و من هنوز و تا اين ساعت لذت و شيرينى آن را درك مىكنم، و همانا نوح ٧ خداى خود را فرا خواند و آسمان براى او سيلاب فرو ريخت، و رسول خدا ٦ هنگامى كه به مدينه هجرت فرموده بود، روز جمعهيى مردم مدينه به حضورش رسيدند و گفتند: اى
[١]. در صفحه ١٣٥، امالى صدوق و به نقل از آن در صفحه ٣٩٥ جلد ١٧ بحار الانوار چاپ مكتبة الاسلاميه آمده است. م.
[٢]. بخشى از آيه ٣٤ سوره دوم( بقره).
[٣]. آيه ٥٦ سوره سى و سوم( احزاب).
[٤]. بخشى از آيه ٣٧ سوره دوم( بقره).
[٥]. آيه ٢ از سوره چهل و هشتم( فتح).
[٦]. آيه ٤ از سوره نود و چهارم( شرح).