ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ١٠٣ - مجلس چهارم، در نبوت
همراه من نمىآيى؟ گفت: بر من روا نيست كه از اين مكان پيشتر روم، و پيامبر ٦ آنقدر كه خدا خواست پيش رفت تا آنكه اين كلام خدا را شنيد كه مىفرمود: من محمودم و تو محمدى. نام ترا از نام خود مشتق ساختهام. هر كس به تو پيوندد، من به او پيوستهام و هر كس از تو ببرد، من از او بريدهام. پيش بندگان من فرود آى و به ايشان از كرامت من نسبت به خودت خبر بده و من هرگز پيامبرى مبعوث نكردهام مگر آنكه براى او وزيرى قرار دادهام، همانا به تحقيق تو رسول منى و على وزير تو است.[١] پيامبر ٦ چون به زمين باز آمد، خوش نداشت كه چيزى براى مردم بگويد كه مبادا به او تهمت زنند، كه ايشان تازه مسلمان بودند. تا آخر خبر كه طولانى است و اينجا نياورديم زيرا برخى از آن مربوط به امور ديگرى است كه ما در اين باب قصد بيان آن را نداريم.
امام صادق ٧ مىفرمايد: نخست شبانه پيامبر ٦ را به بيت المقدس بردند و محرابهاى پيامبران را به ايشان عرضه كردند و رسول خدا در آنها نماز گزاردند و جبريل ايشان را برگرداند. به هنگام بازگشت پيامبر ٦ از كنار كاروانى از قريش عبور فرمودند كه در ظرفى مقدارى آب داشتند و يكى از شتران خود را گم كرده و در جستجوى آن بودند. چون صبح شد پيامبر ٦ به قريش گفتند كه خداى عز و جل ديشب مرا به بيت المقدس برد و منازل و نشانههاى باز مانده از پيامبران را كه درود خدا بر ايشان باد به من ارائه دادند، و من در فلان جا از كنار كاروانى از قريش گذشتم كه شترى گم كرده بودند و از ظرف آب ايشان آب نوشيدم و بقيه آن را بر زمين ريختم.
ابو جهل گفت: اينك فرصت به دست شما رسيد. از او بپرسيد شمار ستونها و قنديلهاى مسجد الاقصى چند است. آنان گفتند: اى محمد! اينجا كسانى هستند كه به بيت المقدس رفتهاند اينك براى ما وصف كن كه شمار ستونها و قنديلها و محرابهاى آن چند است؟ در اين هنگام جبرئيل ٧ آمد و تصويرى از بيت المقدس برابر رسول خدا نهاد و پيامبر شروع به پاسخ دادن به پرسشهاى ايشان فرمود و چون
[١]. در صفحه ٢١٣ امالى صدوق و به نقل از آن در صفحه ٣٣٩ جلد ١٨ بحار الانوار، چاپ جديد آمده است. م.