ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٩٧ - مجلس نود و هفتم، در دوزخ و چگونگى آن
مىآيد كه همگان چه نيك و چه بد را در آن ظلمت فرو مىبرد.[١] عمرو بن ثابت نقل مىكند كه امام باقر ٧ فرمودهاند: دوزخيان از سختى عذابى كه در آن مىبينند همچون سگان و گرگان زوزه مىكشند. اى عمرو! چه مىپندارى در باره قومى كه مرگ آنان فرا نمىرسد تا بميرند و از عذاب آنان هم كاسته نمىشود و در دوزخ تشنه و گرسنهاند، چشمهايشان را غبار پوشانده، كر و لال و كورند و سيهروى و زيانكار، مانده در دوزخ و پشيمان و خداوند بر آنان خشم گرفته و بر آنان هيچ رحمتى نمىشود. و از عذاب ايشان كاسته نمىشود و در دوزخ گداخته مىشوند و از گنداب گرم آن مىآشامند و از زقوم مىخورند و با قلابهاى آتشين از بدنهايشان مىكنند و با گرزهاى آتشين آنان را مىزنند و فرشتگان سختگير و خشن رحم نمىكنند و آنان در دوزخ بر چهره افتادهاند و با شيطانها در يك بند كشيده شدهاند و در زنجير و غل بستهاند. اگر دعايى كنند برآورده نمىشود و چون نيازى بخواهند، كسى نيازشان را برنمىآورد. اين است حال كسانى كه به دوزخ درافتند.[٢] همان حضرت فرموده است كه چون پيامبر ٦ را به معراج بردند، از كنار هيچ آفريدهايى عبور نفرمود مگر آنكه در او شادى و مهر و لطف و گشادهرويى ديد تا آنكه از كنار كسى گذشت كه توجهى نكرد و سخنى نگفت و پيامبر او را ترشروى و خشمگين ديدند. به جبريل فرمودند: از كنار هيچ كس نگذشتم مگر اينكه خوش روى و شاد و مهربان بود مگر اين شخص. اين كيست؟ فرمود: اين مالك دوزخ است و خدايش او را چنين آفريده است. پيامبر فرمودند: دوست دارم از او بخواهى كه آتش دوزخ را به من نشان دهد. جبريل به مالك دوزخ گفت: اين محمد ٦ رسول خداوند است و از من خواسته است از تو بخواهم كه آتش را به او نشان دهى. او زبانهيى از دوزخ را به آن حضرت ارائه داد و پس از آن تا هنگام رحلت هرگز خندان ديده نشدند.[٣] پيامبر ٦ فرمودهاند: اگر در اين مسجد صد هزار تن يا بيشتر حاضر باشند و مردى از دوزخيان نفسش به آنان برسد، مسجد و هر چه در آن باشد، آتش خواهد گرفت.
[١]. به نقل از امالى صدوق، ص ٣٢٢، در بحار الانوار، ج ٨، ص ٢٨١، آمده است. م.
[٢]. به نقل از امالى صدوق، در بحار الانوار، ج ٨، صفحات ٢٨١ و ٢٨٤، آمده است.
[٣]. به نقل از امالى صدوق، در بحار الانوار، ج ٨، صفحات ٢٨١ و ٢٨٤، آمده است.