ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٩٦ - مجلس نود و هفتم، در دوزخ و چگونگى آن
امام كاظم ٧ ضمن خبر مفصلى چنين فرموده است كه جهنم را درهيى به نام سقر (در بعضى از نسخهها سعير) است كه از هنگامى كه خدايش آفريده هيچ بازدمى نداشته است و اگر خداوند اجازه دهد و از آن روزنهيى به اندازه لانه مار گشوده شود، هر چه را كه بر روى زمين است خواهد سوزاند و دوزخيان همگان از گرما و بوى گند و كثافت اين دره، به يك ديگر پناه مىبرند و مىگريزند و در آن كوهى است كه همه گرفتاران در آن دره از گرما و بوى گند و كثافت آن و آنچه كه خداوند در آن براى اهلش فراهم آورده است به يك ديگر پناه مىبرند و در آن كوه، دره ژرفى است كه همه گرفتاران در آن كوه، از گرما و گند و كثافت آن و آنچه براى اهلش فراهم شده است به يك ديگر پناه مىبرند و در آن دره ژرف، چاهى است به همان صفت كه همگان از آن مىگريزند. در آن چاه، مارى است كه همه گرفتاران در آن چاه از خطر آن مار و زهرى كه خداوند در نيشهاى او نهاده است مىگريزند. در شكم آن مار هفت صندوق است كه در آنها پنج تن از امتهاى گذشته و دو تن از اين امت قرار دارند. راوى مىگويد: به امام كاظم ٧ گفتم: فدايت گردم، آن پنج تن و دو تن چه كسانى هستند؟
فرمود: آن پنج تن عبارتند از قابيل كه برادرش هابيل را كشت و نمرود كه با ابراهيم ٧ در مورد خداوند ستيزهگرى كرد و گفت: من هم مىتوانم كسانى را زنده كنم و كسانى را بميرانم. و فرعونى كه گفت من پروردگار بلند مرتبه شمايم، و آن مرد يهودى كه يهوديان را به اين آيين واداشت و بولس مسيحى كه مسيحيان را به آيين تثليث واداشت و از اين امت هم دو اعرابى هستند.[١] امام باقر ٧ فرمودهاند: چون آيه ٢٣ سوره هشتاد و نهم (و الفجر) كه مىفرمايد:
«و آن روز جهنم را پديد آورند و همان روز آدمى متذكر كار خود گردد و آن تذكر را براى او چه سودى؟» نازل شد، از پيامبر ٦ در باره آن پرسيدند. فرمودند:
روح الامين به من خبر داده است كه خدايى كه غير از او خدايى نيست چون همگان را در صحراى قيامت جمع فرمايد، جهنم را مىآورند و آن را هزار لگام است و هر لگامى را صد هزار فرشته از فرشتگان غضب در دست دارند و دوزخ را هياهو و سختى و دم و بازدمى است كه از آن شرر بيرون مىزند و اگر خداوند خلق را براى حساب با بودن دوزخ نگهدارد، همگان نابود مىشوند، ولى از جهنم ظلمتى بيرون
[١]. به نقل از خصال صدوق، ج ٢، ص ٣٤، در بحار الانوار، ج ٨، ص ٣١١، آمده است. م.