ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٧٦ - مجلس نود و دوم، در ذكر گور
ابو بصير گفته است، امام صادق به من فرمودند: آيا هيچ گاه دردمند و دژم و اندوهگين نمىشوى؟ گفتم: چرا به خدا سوگند. فرمودند: هر گاه چنين مىشوى، مرگ و تنهايى خودت را در گور به ياد آور كه تخم چشمهايت بر گونههايت فرو ريخته و مفاصل تو از يك ديگر گسسته و كرمها از گوشت تو مىخورند و پوسيدگى خود را به خاطر آور و اينكه از دنيا بريده و كوتاه دستى، كه اين كار تو را به عمل وامىدارد و از آزمندى نسبت به دنيا باز مىدارد.[١] و چون حسن، پسر امام حسن مجتبى ٧، درگذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين ٧، بر سر گورش خيمهيى زد و آنجا مقيم شد. شبها نماز مىخواند و بر پا بود و روزها روزه مىگرفت. اين بانو از زيبايى چون فرشتگان بود. چون يك سال گذشت، به خدمتكاران خويش گفت: چون تاريكى شب فرا رسيد، اين خيمه را از جاى بكنيد. چون شب فرا رسيد، شنيد سروشى بانگ برداشته و مىگويد: آيا آنچه را گم كرده بودند يافتند؟ و سروشى ديگر پاسخ داد: نه، كه نوميد شدند و بازگشتند.[٢] و روايت است كه پيامبر ٦ در تشييع جنازهيى بودند و چون كنار گور رسيدند، چندان گريستند كه اشگ جامه ايشان را خيس كرد و فرمودند: برادران من! براى چنين روزى آماده شويد.
و همان حضرت فرمودهاند: گور، نخستين خانه آخرت است. اگر كسى از آن برهد، امور پس از آن آسانتر است و اگر از عذاب آن رهايى نيابد، آنچه پس از آن است، دشوارتر است.[٣] گفته شده است، نوّاء، همسر فرزدق شاعر درگذشت. گروه بسيارى از سران بصره از جمله حسن بصرى در تشييع جنازهاش حاضر شدند. حسن بصرى به فرزدق گفت: اى ابو فراس! براى چنين روزى چه آماده كردهاى؟ گفت: گواهى هشتاد ساله «لا اله الا الله» و چون همسرش را به خاك سپردند، كنار گور ايستاد و چنين سرود:
«اگر مرا از عذاب گور در امان ندارى، پس از آن از التهاب و شدت و سختى بيشتر بيمناكم، چون روز رستاخيز، رهروى تندخو و كشندگانى خشن،
[١]. در امالى صدوق، چاپ آقاى كمرهيى، ص ٣٤٥، آمده است. م.
[٢]. به نقل از ارشاد مفيد در بحار الانوار، ج ٤٤، ص ١٦٧، آمده است. م.
[٣]. به نقل از جامع الاخبار، در بحار الانوار، چاپ جديد، ج ٦، ص ٢٤٢، آمده است. م.