ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٦٧ - مجلس نود و يكم، در مرگ و روح
مىبافد تا بپوشد و همان كفنش مىشود و خانهيى مىسازد كه در آن سكونت كند و همان خانه گور او مىشود. به همان حضرت گفته شد: آماده شدن براى مرگ چيست؟
فرمود: انجام دادن امور واجب و پرهيز كردن از امور ناروا و سرگرم بودن به خوىهاى پسنديده و در آن صورت است كه شخص اهميت نمىدهد مرگ بر او درآيد، يا او خود را به كام مرگ دراندازد.[١] همان حضرت فرموده است: چون خداى تبارك و تعالى خواست جان ابراهيم ٧ را بازستاند، فرشته مرگ را پيش او فرستاد. او به ابراهيم ٧ سلام داد و ابراهيم پاسخش را داد و فرمود: آيا به كارى آمدهاى يا براى قبض روح؟ گفت:
دعوت خدا را بپذير. ابراهيم ٧ گفت: آيا ديدهاى كه دوستى، دوست خويش را بميراند؟ فرشته مرگ برگشت و در پيشگاه خداى عز و جل ايستاد و گفت: پروردگارا! خود سخن ابراهيم ٧ را شنيدى. خداى فرمود: پيش او برگرد و بگو آيا ديدهاى كه حبيبى ديدار حبيب را ناخوش دارد؟ همانا كه دوست، دوستدار ديدار دوست خويش است.[٢] امام صادق ٧ فرموده است: هر كس جنازه مؤمنى را تشييع كند و تا هنگامى كه او را دفن مىكنند همراهى كند، خداى عز و جل هفتاد هزار فرشته را وامىدارد كه جنازه او را تشييع و تا هنگامى كه از گور براى حشر بيرون مىآيد، براى او آمرزش خواهى كنند.[٣] و روايت است كه جبريل ٧ به حضور پيامبر ٦ آمد و گفت: اى محمد! بر فرض هر چه بخواهى زندگى كنى، سرانجام مرده خواهى بود و هر كه را مىخواهى دوست بدار كه سرانجام از او جداشوندهاى و هر چه مىخواهى عمل كن كه به هر حال مكافات آن را مىيابى و بدان كه شرف مرد، شبزندهدارى او به نماز شب خواندن است و عزت او در بىنيازيش از مردم است.[٤]
[١]. همان منابع، همان صفحات.
[٢]. به نقل از علل الشرائع صدوق، ص ٦٤ در بحار الانوار، ص ٧٨، ج ١٢، آمده است. م.
[٣]. در امالى صدوق، صفحات ٢١٧ و ٢٣٤، چاپ آقاى ميرزا باقر كمرهيى، آمده است. م.
[٤]. در امالى صدوق، صفحات ٢١٧ و ٢٣٤، چاپ آقاى ميرزا باقر كمرهيى، آمده است. م.