ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٣٩ - مجلس هشتاد و پنجم، در حفظ زبان و راستى
هيچ كس را مقدم و مؤخر ندارد، مگر اينكه بداند آن شخص مورد محبت يا خشم خداوند است و آن كس كه برادر مسلمان خود را به عيبى متهم نكند، مگر آنكه آن عيب را در خود از ميان برده باشد و هر عيبى كه از آدمى از ميان مىرود، عيب ديگرى براى او آشكار مىشود و براى آدمى شايسته و بسنده است كه از عيب مردم، به اصلاح خويشتن بپردازد.[١] امير المؤمنين على ٧ فرموده است، خداوند متعال به موسى چنين وحى فرمود كه اين سفارشهاى چهارگانه مرا رعايت كن. نخست آنكه تا همه گناهان خويش را آمرزيده نبينى به عيب ديگران مپرداز. دوم تا هنگامى كه گنجهاى مرا فانى نبينى، براى روزى خود اندوهگين مباش. سوم آنكه تا زوال پادشاهى و قدرت مرا نديدهاى، به هيچ كس جز من اميد مبند و چهارم اينكه تا شيطان را مرده نديدهاى، از مكر او ايمن مباش.[٢] پيامبر فرمودهاند: هر كس از مؤمنى در مورد آنچه كه در او هست غيبت كند، خدا آن دو را در بهشت جمع نمىفرمايد و هر كس از مؤمنى در مورد آنچه كه در او نيست غيبت كند، پرده عصمت ميان آن دو قطع مىشود و چنان غيبتكنندهاى جاودانه در آتش است و چه بد سرانجامى است.
امير المؤمنين فرموده است، هر كس با غيبت، گوشت مردمان را بخورد، اگر تصور كند حلال زاده است، دروغ مىگويد. از غيبت بپرهيزيد كه نان خورش سگهاى دوزخ است.[٣] امام صادق فرموده است، اگر آنچه را كه خداوند نسبت به برادر مؤمن تو پوشيده داشته است بگويى، غيبت است و بهتان آن است كه در مورد او چيزى بگوئيد كه در او نيست.[٤] و همان حضرت فرموده است، هر كس در مورد برادر مؤمن خود آن چيزى را كه با دو چشم خويش ديده و با دو گوش خود شنيده است بگويد، در زمره آنانى است كه خداوند در آيه ٢٠ سوره بيست و چهارم (نور) در باره آنان چنين فرموده است:
[١]. خصال، صدوق، ص ١٠٩، ج ١، چاپ آقاى كمرهيى. م.
[٢]. به نقل از توحيد صدوق، در الجواهر السنيه شيخ حر عاملى، ص ٥٣، آمده است. م.
[٣]. امالى، صدوق، ص ٢٠٣. م.
[٤]. كافى، ص ٣٥٨، ج ٢، و معانى الاخبار، صدوق، ص ١٨٤. م.