ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٣٣ - مجلس هشتاد و چهارم، در وبال ظلم
است، نخست آن كس كه چون راضى و خشنود شد، رضايتش او را در گناه و باطل وارد نكند. دوم آن كس كه خشم، او را از حق بيرون نبرد. سوم آن كس كه چون قدرت يافت، چيزى را كه از او نيست به ديگران نبخشد (براى چيزى كه به او ارتباط ندارد خشم نگيرد).[١] امام صادق ٧ فرموده است: من براى افراد اين امت كه حق ما را بشناسند، آرزوى رستگارى و نجات دارم مگر براى هر يك از اين سه گروه، همنشين پادشاه ستمگر، و كسى كه از هواى نفس پيروى مىكند، و آن كس كه آشكارا تبهكارى و بدى مىكند.[٢] پيامبر ٦ فرمودهاند: عادلترين مردم آن است كه براى مردم همان چيزى را خوش بدارد كه براى خود خوش مىدارد و همان چيز را ناخوش بدارد كه براى خود ناخوش مىدارد، و سركشترين مردم كسى است كه غير از قاتل خود را بكشد و غير زننده خود را بزند.
امام باقر ٧ فرموده است: چون مرگ پدرم، امام سجاد، فرا رسيد مرا به سينه خود فشرد و فرمود: اى پسركم! تو را سفارش مىكنم به آنچه پدرم هنگام شهادت خويش به من سفارش فرمود و گفت كه امير المؤمنين هم به ايشان سفارش فرموده است و آن سفارش اين بود كه اى پسرم! پرهيز كنيد و بر حذر باشيد از ستم كردن نسبت به كسى كه نصرت دهندهيى غير از خدا بر تو نمىيابد.[٣] امام صادق فرموده است: هر كس عهدهدار كارى از كارهاى مردم گردد و عدالت كند و در خانه خود را گشوده دارد و پردهاش را كنار زند (حاجب نداشته باشد) و در كار مردم بنگرد، بر خداوند متعال است كه روز قيامت از بيم در امانش دارد و او را به بهشت درآورد، و نيز فرموده است: چون خداوند به رعيتى اراده خير فرمايد، براى آنان پادشاهى مهربان و وزيرى دادگر برمىگمارد.[٤] امام باقر فرموده است: ظلم سه گونه است، ظلمى كه خداى آن را مىآمرزد
[١]. ضمن حديث مفصلى، در خصال صدوق، ج ١، ص ١٢٤، چاپ آقاى كمرهيى، آمده است. م.
[٢]. در خصال صدوق، همان چاپ، ج ١، ص ٥٩، آمده است. م.
[٣]. امالى، صدوق، ص ١١٠. م.
[٤]. امالى، صدوق، ص ١٤٨، و به نقل از آن در بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٣٤٠، آمده است. م.