ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧١٢ - مجلس هفتاد و هشتم، در اندوه و گريستن از بيم خدا
پيامبر فرمودهاند، خداوند متعال چنين فرموده است: سوگند به عزت و جلال خودم كه بنده خود را دو بيم نمىدهم و براى او دو امان فراهم نمىكنم، اگر در دنيا از خوف من در امان باشد، روز قيامت او را در بيم مىاندازم و اگر در دنيا از من بيم داشته باشد در آخرت امانش مىدهم.[١] مردى از انصار مىگويد: روز بسيار گرمى، پيامبر ٦ در سايه درختى نشسته بودند. مردى آمد و جامه از تن بيرون آورد و شروع به غلتيدن بر روى ريگهاى گرم كرد. گاه پشت و گاه شكم و گاه پيشانى خود را بر خاك و ريگ مىنهاد و مىگفت:
اى نفس! مزه گرما را بچش كه آنچه در محضر خداوند است، به مراتب سختتر از اين است كه من با تو انجام مىدهم. پيامبر ٦ به آنچه او مىكرد، مىنگريستند و چون آن مرد جامه پوشيد، اشاره فرمودند و او را فرا خواندند. چون آمد، پرسيدند:
اى بنده خدا! كارى انجام دادى كه نديده بودم كسى ديگر از مردم انجام دهد. چه چيزى تو را بر اين كار واداشت؟ گفت: بيم از خداوند مرا به اين كار واداشت و به نفس خويش گفتم، بچش كه آنچه در محضر خداوند است، بيش از اين است كه من نسبت به تو انجام دادم. پيامبر فرمودند: همانا از خداى خود آنچنان كه سزاوار است مىترسى و همانا خدايت به اهل آسمان به اين كار تو مباهات مىورزد. سپس به ياران خود گفت: اى حاضران! به اين دوست خود نزديك شويد تا براى شما دعا كند. آنان نزديك شدند و او دعا كرد و چنين عرضه داشت: پروردگارا! كار ما را بر هدايت استوار كن و توشه ما را تقوى، و بهشت را جايگاه بازگشت ما قرار بده.[٢] امام سجاد ٧ فرموده است، اى آدمى زاده! تا آنگاه كه براى تو پند دهندهاى از نفس تو وجود دارد و با همت خويش كار خود را محاسبه مىكنى و خوف، جامه زيرين و اندوه، جامه رويى تو است به خير خواهى بود. اى آدمى زاده! همانا كه تو مىميرى و برانگيخته مىشوى و از كار تو مىپرسند. براى آن پاسخ آماده دار[٣].
پيامبر فرمودهاند: هر كس بر گناه خود چندان گريه كند كه اشكهايش بر ريشش (چهرهاش) روان شود، خداى چهرهاش را بر آتش حرام مىفرمايد.
[١]. خصال، ص ٣٩، ج ١. م.
[٢]. امالى صدوق، ص ٢٥٧، و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ٣٧٨، ج ٧٠، آمده است. م.
[٣]. امالى طوسى، ص ١١٤، و به نقل از آن در بحار الانوار، ص ٣٦٧، ج ٧٠، آمده است.