ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩٦ - مجلس هفتاد و هفتم، در ذكر دنيا
و باز فرموده است، دنيا فريب مىدهد و زيان مىرساند و شتابان مىگذرد.
خداوند آن را براى پاداش دوستان خود و شكنجه دشمنان خويش پسنديده است و همانا مردم دنيا، چون مسافرانى هستند كه در همان حال كه جايى فرود آمدهاند، چاوش به آنان ندا مىدهد و آنان از آنجا كوچ مىكنند.[١] امام صادق ٧ فرموده است، دوستى دنيا سر هر گناه است.[٢] مسيح ٧ به حواريون فرموده است، همانا دنيا پل است، از آن بگذريد و آبادش مكنيد.[٣] پيامبر ٦ فرمودهاند: رغبت به دنيا، اندوه و غم را مىافزايد و زهد در دنيا، دل و بدن را آسوده مىكند.[٤] امام صادق ٧ فرموده است، دل هر كس به دنيا وابسته شود، از آن سه خصلت را دارا مىشود، اندوهى كه به پايان نمىرسد، آرزويى كه بدست نمىآيد و اميدى كه به آن نمىرسد.[٥] امام باقر ٧ فرموده است، دنيا گوناگون است، آنچه از آن كه به سود تو باشد با وجود ناتوانى به تو خواهد رسيد و آنچه از آن كه به زيان تو باشد بر سرت خواهد آمد و نمىتوانى با نيرو و قدرت آن را از خود منع كنى. سپس در پى اين سخن فرموده است، هر كس از آنچه كه از دست بشد نااميد شود، بدنش آسوده مىشود و هر كس به آنچه كه به او برسد قانع باشد، چشمش روشن مىشود.[٦] امام صادق فرموده است، اگر خداوند تبارك و تعالى متكفل روزى است، اين همه كوشش تو براى چيست و اگر روزى تقسيم شده است ديگر آزمندى براى چه؟
و چون حساب بر حق است، اندوختن چيست و چون خداى تعالى جبران مىكند، بخل يعنى چه؟ و چون خداى عقوبت مىفرمايد گناه براى چه و چون شيطان دشمن است غفلت و بىخبرى براى چه و چون گذشتن از پل صراط بر حق است، خودپسندى و شيفتگى چيست و چون هر چيز بسته به سرنوشت است، اندوه چيست و چون دنيا فانى است، دلبستگى به آن براى چه؟[٧]
[١]. نهج البلاغه، صفحات ١١٨٦ و ١٢٦٩، چاپ مرحوم فيض الاسلام. م.
[٢]. خصال، صدوق، صفحات ١٥ و ٣٣ و ٣٧، جلد ١. م.
[٣]. خصال، صدوق، صفحات ١٥ و ٣٣ و ٣٧، جلد ١. م.
[٤]. خصال، صدوق، صفحات ١٥ و ٣٣ و ٣٧، جلد ١. م.
[٥]. اصول كافى، ص ٣٢٠، ج ٢. م.
[٦]. تحف العقول، ابن شعبه، ص ٢٧، چاپ ١٣٩٤ قمرى، قم، ضمن حكمتهاى پيامبر٦ آمده است. م.
[٧]. در امالى صدوق، ص ٧، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى، آمده است. م.