ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩١ - مجلس هفتاد و ششم، در زهد و پرهيزكارى
نزار و نيازهايشان اندك و نفسهاى ايشان عفيف و پارساست. روزگارى اندك را با شكيبايى بسر آورند كه در پى آن آسايشى جاودانه است. اين بازرگانى آسان و پر بهرهيى است كه خدايشان براى آنان فراهم فرموده است. دنيا آنان را خواست ولى آنان، آن را نخواستند و دنيا آنان را گرفتار بند و بلا ساخت و ايشان جانشان را فديه دادند و خود را از آن رهايى بخشيدند. اما شبها آنان بر پا ايستادگانند و آيات قرآن را برشمرده مىخوانند و با انديشيدن در آن خود را اندوهگين مىسازند و بوسيله آن، درمان درد خويش را مىجويند و چون به آيهيى مىگذرند كه در آن تشويقى است، به آن اميد مىبندند و از شوق با جان خويش به آن مىنگرند و چنان مىپندارند كه برابر ديدگان آنان است و چون به آيهيى مىگذرند كه در آن بيم است، گوشهاى دل خود را به آن مىسپارند و چنان مىپندارند كه هياهوى دم و بازدم دوزخ بيخ گوش ايشان است. و آنان با قامت خميده در حال ركوعند و پيشانى و كف دست و زانو و سر پنجه پاهاى خود را بر خاك نهاده (در حال سجده) و از خداوند آزادى گردن خود را از آتش مسألت مىكنند. اما روزها بردبار و دانا و پرهيزگارند. بيم از خدا آنان را همچون تيرتراش داده است، نظركننده به آنان مىنگرد و مىپندارد كه بيمارند و حال آنكه آنان را بيمارىيى نيست و كسى كه به ايشان مىنگرد، مىگويد همانا حواسشان پرت است. آرى كه كارى بزرگ حواس آنان را پرت كرده است.
آنان به مقدار اندك از كار خود خشنود نمىشوند و كار بسيار را، بسيار نمىشمرند.
خود خويشتن را به كاهلى متهم مىسازند و از كردارهاى خويش بيمناكند. چون يكى از ايشان را ستايش مىكنند از آنچه گفته مىشود بيم مىكند و مىگويد من به خويشتن از ديگران داناترم و خداى به آنچه كه در نفس من است از من داناتر است.
بار خدايا! به آنچه مىگويند بر من مگير و مرا بهتر از آنچه مىپندارند قرار بده و براى من آنچه را كه نمىدانند بيامرز. از نشانههاى هر يك از ايشان اين است كه براى او نيرويى در دين مىبينى و دور انديشى آميخته با نرمى و ايمانى همراه با يقين و آزمندى در طلب دانش و دانشى آميخته با بردبارى و ميانه روى در هزينه در عين توانگرى، و خشوعى در عبادت و تحمل در تنگدستى و شكيبايى در سختى و طلب حلال، و در هدايت و رستگارى چالاك و پر نشاط، و از طمع دورى جستن و در عين حال كه كارهاى شايسته انجام مىدهد، در ترس و بيم است. چون روز را به شب مىرساند، همتش سپاسگزارى است و چون شب را به صبح مىرساند، همتش ياد