ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٧٥ - مجلس هفتاد و پنجم، در ذكر مال و فرزند
با آن دو برهنه را پوشاند و بردهيى را از بردگى آزاد فرمود.[١] امام سجاد ٧ فرموده است، حق فرزند تو اين است كه بدانى او از توست و نيكى و بدى او در اين جهان مضاف به تو است و از تو در باره تربيت او و راهنمايى او براى شناخت خداوند عز و جل و كمك به فرمانبردارى او از خداوند پرسيده مىشود و در مورد او چنان رفتار كن كه بدانى اگر به او نيكى كنى، پاداش داده مىشوى و اگر بدى كنى، عقاب مىشوى.[٢] امام صادق ٧ فرموده است، عيسى بن مريم ٧ همراه سه تن از ياران خود پى كارى مىرفت، در راه از كنار چند خشت زرين گذشتند. عيسى ٧ به ياران خود گفت: اين طلا مردم را مىكشد و به راه خود ادامه داد. يكى از آن سه تن گفت: مرا كارى است و برگشت و پس از او، آن دو تن ديگر هم برگشتند و هر سه تن خود را كنار آن خشتهاى زرين رساندند. دو تن از ايشان به سومى گفتند برو خوراكى براى ما بخر. او رفت، خوراكى خريد و آن را زهر آلوده كرد تا آن دو را بكشد و با او در برداشتن طلاها شريك نباشند. آن دو هم گفتند، چون او باز آيد بكشيمش تا شريك ما نباشد و چون باز آمد، برخاستند و او را كشتند و سپس خوراك را خوردند و آن دو هم كشته شدند. عيسى ٧ پيش آنان برگشت و هر سه را كنار آن خشتهاى زرين مرده يافت. عيسى ٧ به فرمان خداوند ايشان را زنده كرد و به آنان گفت، مگر نگفتم كه اين زر مردم را مىكشد.
ابن عباس مىگويد: نخستين درهم و دينار كه در زمين سكه زده شد، ابليس به آن نگريست و چون درهم و دينار را ديد، برگرفت و بر چشم نهاد و سپس به سينه خود چسباند. آنگاه فرياد كشيد و از شادى، دوباره آنها را به سينه فشرد و گفت: شما دو چيز، موجب روشنى چشم منيد و ميوه دل من هستيد. اگر آدميزادگان شما را دوست بدارند، اهميتى نمىدهم كه بت پرست نباشند. براى من همين كافى و بس است كه آدميان شما را دوست بدارند.[٣]
[١]. اين روايت در خصال، ص ٢٦٣، ج ٢، چاپ آقاى كمرهيى، آمده است. م.
[٢]. ضمن رساله حقوق امام سجاد، در تحف العقول ابن شعبه حرانى، ص ١٨٩، آمده است. م.
[٣]. نظير اين روايت با كلمه« و گفته شده است» در محجة البيضاء، ص ٤٣، ج ٦، آمده است. م.