ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٥٢ - مجلس شصت و هشتم، در چگونگى آفرينش آدمى
روز روح به آن دميده مىشود و اين شش ماه است.[١] امام صادق ٧ فرموده است، ميان سلمان (رضي الله عنه) و مردى بگو و مگو شد.
آن مرد براى تحقير سلمان گفت: اى سلمان تو كيستى؟ سلمان گفت: آغاز آفرينش من و تو نطفهيى چركين بوده و انجام من و تو مردارى بوناك است و چون روز قيامت فرا رسد و ترازوها را بنهند، آن كس كه ترازويش سبك باشد، فرومايه و پست است.
امير المؤمنين على ٧ فرموده است، اى بيچاره و درمانده آدمى زاده كه مرگش پوشيده و بيماريها و دردهايش نهان است. و كردارش در نامه عملش جمع و حفظ مىشود. پشه آزارش مىدهد و از قطرهيى آب كه در گلويش بگيرد، كشته مىشود و عرق بدنش او را بوناك مىسازد. آدمى زاده را با فخر چه كار است، آغازش نطفه و پايانش مردار است. نه مىتواند خود را روزى دهد و نه مىتواند مرگ خويش را از خود براند.[٢] پيامبر ٦ فرمودهاند: هر كس چهل سال در اسلام عمر كند، از انواع بلا عافيت مىيابد و چون پنجاه سال عمر كند، حسابش بر او آسان مىشود و چون شصت سال عمر كند، بازگشت به سوى آنچه كه خداوند دوست دارد و خشنود مىشود نصيب او مىگردد و چون هفتاد سال عمر كند، خدا و ساكنان آسمانها دوستش مىدارند و اگر هشتاد سال عمر كند، خداوند حسناتش را مىپذيرد و خطاهايش را مىبخشد و اگر نود سال عمر كند، خداوند گناهان گذشته و آيندهاش را مىبخشد و به او عنوان اسير خداوند در زمين داده مىشود و براى اهل خانه خود شفاعت مىكند و شفاعتش پذيرفته مىشود.[٣] شاعر چنين سروده است:
«هر سالخورده و هر دنيا دارى ناچار روزى به سوى نيستى مىرود، و پس از كوششها پوسيده و كهنه مىشود و فقط خداوند مقدس ذو الجلال باقى مىماند.»
[١]. در تفسير ابو الفتوح رازى، ص ٧٢، ج ٨ هم اين روايت آمده است. م.
[٢]. بخشى از اين گفتار على٧ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ذيل حكمت شماره ٤٢٤ و بخشى ديگر از آن در صفحه ١٥٠ همان جلد كتاب مذكور و ذيل حكمت شماره ٤٥٩ آمده است. م.
[٣]. خصال، صدوق، ص ٣٢٣، ج ٢، ذيل شماره پانزده، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى، اين روايت همراه چند روايت ديگر كه نظير آن است، آمده است. م.