ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٥ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
و تا روز قيامت پيامبر ديگرى پس از او نيست و شريعت او هم آخرين شرايع است و پس از شريعت او تا روز رستاخيز شريعتى نيست و معتقدم كه امام و خليفه و ولى امر پس از او امير المؤمنين على بن ابى طالب است و سپس حسن و حسين و على بن حسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و سپس شخص شما. امام هادى ٧ فرمود: پس از من پسرم حسن و مردم در مورد جانشين او چگونه خواهند بود؟ گفتم: اى مولاى من مگر چگونه است؟ فرمود:
زيرا شخص او ديده نمىشود و بردن نامش روا نيست تا آنكه قيام كند و زمين را از قسط و داد پر كند آنچنان كه آكنده از ظلم و جور شده است. عبد العظيم گويد: من اقرار كردم و افزودم كه معتقدم دوستدار ايشان دوست خدا و دشمن ايشان دشمن خداست. فرمانبردارى از ايشان فرمانبردارى خدا و سرپيچى از ايشان سرپيچى از از خداوند است و معتقدم كه معراج و سؤال در گور حق است و بهشت و دوزخ و صراط و ميزان حق است و قيامت خواهد آمد و در آن شكى نيست و خداوند كسانى را كه در گورهايند برخواهد انگيخت و معتقدم كه امور واجب ديگر پس از ولايت عبارت است از نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر.[١] امام هادى فرمود: اى ابو القاسم! اين همان آيين خداوند است كه براى بندگان خود آن را برگزيده است. بر همين پايدار باش كه خدايت بر اين گفتار پايدار، در دنيا و آخرت پايدار بدارد.
و روايت شده است كه امير المؤمنين ٧ بر منبر نشسته و فرمود: بپرسيد از من پيش از آنكه مرا از دست بدهيد. مردى بنام ذعلب برخاست و گفت: اى امير المؤمنين! آيا خداى خود را ديدهاى؟ فرمود: اى ذعلب! من كسى نيستم كه خدايى را كه نديده باشم بپرستم. گفت: او را چگونه ديدهاى؟ براى ما توصيف كن. فرمود: اى واى بر تو. چشمها او را آن گونه كه چشم مىبيند، نمىبيند ولى دلها او را با حقايق ايمانى مى- بينند. اى ذعلب! پروردگار من به دورى و حركت و سكون و به قيام به معنى بر پايى و به آمد و شد وصف نمىشود. پديد آورنده لطافت را با لطف توصيف نمىكنند و آن را كه منشأ عظمت است با بزرگى نمىتوان بيان كرد و آن كس كه مايه كبريا و
[١]. اين حديث با ذكر سلسله اسناد آن در صفحه ٨١ توحيد صدوق، چاپ حوزه قم آمده است. م.